اتفاقاتی که اين روزها در غزه در حال روی دادن است، علیرغم دردناکی و غمانگيز بودن آن، اين اميد را هم در دلها ايجاد کردهاست که میتوان در دنيای امروز هم تصاويری حقيقی از رخدادها ديد و در پی آن، منتظر پاداش و جزای دنيوی بود.... “
اگر عاقبتی سخت برای اسرائيل را انتظار میکشيديم بايد ابتدا تصويرحقيقی آنرا به دنيا مینمايانديم، امری که امروز اين رژيم با هزينهای سنگين خود انجام آنرا به عهده گرفته است.... “
ما نيز انزجار خود را از اين اعمال ننگين و وحشيانه رژيم صهيونيستي و همدردي خود را با مردم مظلوم و بي دفاع فلسطين اعلام مي داريم.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صورخاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کز او
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه برزانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید و آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا حسین
از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیز ترین حوادث، غرورزاترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرینترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان اینکه خنده ای بر لبان ما بنشاند در خویش نمی بیند. مگر نه با ولادت تو، عشق متولدشد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا، شهادت، قداست وخون آبرو گرفت. پس چرا ما خبر ولادت تو را هم که می شنویم بغض گلویمان را می فشرد.پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟
از تو ما را حدیثی در سینه است وغمی جانکاه بر دل. همان غمی که دل آدم را شکست و یادتواش گریاند. اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد.
وادی معاشقه اینجاست. همین جاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.
آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود وشخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگر چه اوج پرواز، والاترین انسان، حضیض شناخت تو را در نمی یابد. ما که ظرفیت در یا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای حیات و زندگیمان بخشیده است.
ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو درنگ کرده ای. ما بر خاکی سجده می کنیم که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.
ما همچنان که ساده ترین نیازمان، آب خوردنمان را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان،سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند. بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می کنند. جوانانمان را به یادواره ی علی اکبر تو به میدان می فرستیم.
یا ابا عبدالله! با بی انت و امی یابن الزهراء! آتش عشقت را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!
ایام سوگواری آقا ابا عبدالله الحسین(ع) بر شیفتگان حضرتش تسلیت باد.
