السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
ماه محرم هم با عطر و بوی حسینی خودش از راه رسید ، دوباره ماه محرم اومد و این دلها
رو دیوونه حسین کرد، یعنی میدونی جزبه ی عشق امام حسین مثل آهن ربا این دل های زنگ
زده و آلوده به گناه ما را به خودش میکشونه هرچه هم آلوده باشه مثل این دل سیاه و زنگ زده
عاشق کربلا که مثل میخ زنگ زده باشه آخرش جذبه ی عشق امام حسین به طرف خودش
میکشونه.
آی عاقلا بیاین بیرون از خونه
ما را تماشا بکنین به ما میگن دیونه
از کوچیکیم تا به حالا یه دوست خوبی داشتم
به پای این دوست خوبم جوونیمو گذاشتم
اسم مقدسش دلو می لرزونه به قرآن
من چی بگم دیوونه هاش بهش میگن حسین جان
بسمه تعالی
در تاریخ سه شنبه 88/10/1 مراسم عزاداری ویژه مقطع ابتدایی و جوانه ها در محل سالن
کانون شهدای گز برگزار خواهد شد.
مدیریت کانون شهدای گز
یلـــــــــــــــــدا
شب یلدا « شب چله » بلندترین شب سال است . یک سنت باستانی است و ایرانیان باستان
این شب را شب تولد ایزد مهر« میترا» می پنداشتند، یلدا به معنی تولد خورشید است از
اول دی به بعد غلبه روز بر شب است و درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است .
مدیریت کانون شهدای گز
بسمه تعالی
در تاریخ 88/9/30 با حضور دانش آموزان مقطع اول هنرستان از کارخانه بازیافت
زباله بازدید بعمل آمد.
مدیریت کانون شهدای گز
بسمه تعالی
مراسم عزاداری ویژه مقطع متوسطه دبیرستان عرفانی در تاریخ 88/9/29 با حضور گرم
مداح اهلبیت (ع) و پذیرایی از دانش آموزان در سالن دبیرستان عرفانی صورت گرفت.
مدیریت کانون شهدای گز

بسمه تعالی
با توجه به نیاز دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه دبیرستان عرفانی در تاریخ 88/9/25 از
تصفیه خانه آب بابا شیخ علی اصفهان بازدید بعمل آمد.
مدیریت کانون شهدای گز
مراسم سنتی برپایی شب یلدا
« ویژه مهد قرآن و جوانه ها »
در تاریخ 88/9/30 در کانون شهدای گز بر پا شد.
مدیریت کانون شهدای گز

دانش آموزان عزیز نگران نباشید
((کانون شهدای گز در فصل امتحانات همراه شما خواهد بود))
کلاس های تقویتی –آزمون های مکرر
شیمی - زبان – فیزیک – ریاضی – عربی
در مقطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه ((ویژه دختران و پسران))
یک فرصت استثنایی:کلاس زبان علاوه بر کلاس تقویتی ؛ اصطلاحات- ضرب المثل ها
– سوره ها ی قرآن را به زبان انگلیسی آموزش می دهد.
با نازلترین قیمت خود را به ما بسپارید.
جلسه اول رایگان خواهد بود.
بلوار امام خمینی ، روبروی پاسگاه قدیم گز،کانون شهدای گز شماره تماس 5722137
مدیریت کانون
نميدانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم
تو را در مثنوي، در ني، تو را در هاي و هو، در هي
تو را در بند بند نالههاي بيصدا ديدم
تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم
دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگيهايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم
شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم
صدايت كردم و آيينهها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم
نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم
تو را در شمعها، قنديلها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانهها ديدم
تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژههاي سبز رنگ ربنا ديدم
تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم
تو را ديدم كه ميچرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم
شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم
شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم
در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم
دمي كه اسبها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را اي بيكفن، در كسوت آل عبا ديدم
دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم
هجوم نيزهها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم
تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم
تو را هر روز با اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم
همان شب كه سرت بر نيزهها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم
تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم
سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم
به يحيي و سياوش جلوه ميبخشد گل خونت
تو را اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم
تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بيتاب در بيتابي طشت طلا ديدم
شكستم در قصيده، در غزل، اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم
تمام راه را بر نيزهها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم
دل و دست از پليديهاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم
چنان فواره زد خون تو تا منظومهي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم
مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم
تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم
یاری ام ده تا همچون درختا ن بی ثمر ه شا یسته برید ن نباشیم
و ما نند آسودگا ن بی خبر سزاوار تمسخر شد ن نبا شم
دستگیرم شو تا بدانم ا نگشتری وجودم بی نگین ایما ن وخدمت هیج رنگ و جلایی ندارد
و بی عنایت او بسیار کشتی ها ی کمی ما نده به ساحل غرق وفنا می شوند
پس مرا بینشی عطا کن
تا لحظه ای از شکرت غافل نمانم
وهرچه از ریا و دغل از سینه دارم
در شرر شو ق تو بسوزانم
معنای لغوی و اصطلاحی مباهلهمباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. شرح مختصر واقعه مباهلهمباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیاییبخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند. دعوت به اسلامپیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود. نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجرانمشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». عکس العمل نجرانی هانمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانیپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آخرین حربهخداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهلهدر روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟طبق توافق قبلی، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحههنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهلهابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله، اثبات صدق دعوت پیامبرمباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیتمفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است. دو روایت در شأن اهل بیتدر کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ کس در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ کس از آن برخوردار نبوده است». در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن ابی وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی گویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر کردم. یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»... نزول آیه تطهیر در روز مباهلهروزی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهلهروز بیست و چهارم ذی الحجّه، روز مباهله پیامبر با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛ سوم: دو رکعت نماز؛ چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد. هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. بخش هایی از دعای روز مباهله خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و خرّمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می شود، قسمت کن. خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و میان من و تو حایل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده اند، از تو درخواست می کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و به آبروی وصیّت علّی مرتضی علیه السلام و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی. خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان ترینِ مهربانان. |
چه زیباست روز عید غدیر روز یکه فرشتگان آسمان هم نوا با زمینیان شدند و نوای (من کنت مولاه فهذا علی مولا ) سر دادند حالا بنویس .
1- در روز عید غدیر پیامبر (ص) چه کردند ؟
2- اگر تو در آنجا بودی چه میکردی ؟
بسمه تعـــا لــی
به مدیریت محترم آموزشگاه :
عیـد گرفتـن غدیـر ارج نهـا دن به کرامت انسان است
چرا که غد یر, عید عدالت و رهبری عید کمال طلبی و حق جویی , عید شعله افکنی بر اندیشه ها و امید آفرینی دردلــهاست غــدیر , روز بشـــــــریت و روز انسان است عید ((پیمان)) و میثا ق و عهد است .
واینک ماییم و غدیر , که مرام نامه مکتب ما و محور وحدت و چراغ راهمـــان و راه زنگیمان است .
به منظور عرض تبریک به ساحت مقدس حضرت ولی عصر ( عج ) کانون شهدای گز با همکاری بنیاد غدیر شهر گز مراسم جشن با شکو هی ویژه دانش آموزان مقطع متوسطــــــه و راهنمایی دختر و پسر در روز پنج شنبه 88/9/12 مصادف با 15 ذی الحجه در مکان سالن کانون پرور ش فکر ی کودکان ونو جوانان شهر گز با اجرای برنامه های شاد برگزار می گردد.
زمان : از ساعت ( 8 تا 10) دختران
سهمیه هرآمو ز شگاه: 50نفر
زمان : از ساعت (10:45 تا 12:45 ) پسران
سهمیه هر آموزشگاه: 40 نفر
حضور به موقع دانش آموزان آموزشگاه همراه با عوامل اجرایی آموزشگاه موجب امتنان خاطر
ما می باشد. مدیریت کانون

عید عدالت و رهبری عید کمال طلبی و حق جویی عید شعله افکنی بر اندیشه ها و امید آفرینی در دلها عید ((پیمان)) و میثاق و عهد مبارکباد.
عید قربان ، عید پاک ترین عیدها ، عید سرسپردگی و بندگی ، عید
برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش ،عید نزدیک شدن
دلهایی که به قرب الهی رسیده اند ، عید برآمدن روزی نو و انسانی نو
بر عموم مسلمانان جهان علی الخصوص شیعیان جهان مبارکباد.
را به تمامی مسلمانان و اهل علم و دانش تسلیت می گوییم.
حضرت محمد باقر علیه ا لسلام می فرماید :
هیج مبارزه ایی چون جهاد نیست و هیج جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست .
سالروز ازدواج حضرت(ع)وحضرت زهرا(س) برجوانان عزیز مبارک باد.
درس هایی از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع)

از ماجراي ازدواج حضرت عليعليهالسلام و حضرت فاطمهعليهماالسلام نکات بسيار جالبي را ميآموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهنهاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها ميافتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگينتر ميشود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را ميگيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي ميکشاند، و بر فساد و نابسامانيهاي رواني و مشکلات اخلاقي ميافزايد.
درسهائي که از ازدواج حضرت علي و فاطمه زهرا عليهماالسلام ميگيريم از اين قرار است:
-1 کفو و همتا بودن:
يکي از اصول اساسي و رازهاي موفقيت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زيرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از يکديگر امکانپذير است.
برخي تصور ميکنند کفويت تنها به شرائط ظاهري از قبيل مسائل نژادي و يا وضعيت مادي و رفاهي بستگي دارد. در صورتي که چنين نيست، بلکه همتايي و هم سوئي آرمانها، خواستها و تمايلات روحي و رواني افراد، ميزان آگاهيهاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ويژگيهاي اخلاقي و فرهنگي است.
اگر مسئله همتايي نبود، بدون ترديد دختران زيبايي در مدينه بودند که از ازدواج با حضرت علي عليهالسلام خرسند ميشدند. اما او حتي از آنان خواستگاري هم نکرد و براي حضرت فاطمه عليهماالسلام نيز خواستگاران فراواني بودند امّا حضرت فاطمه عليهماالسلام و پيامبرصليالله عليه وآله به اين وصلتها راضي نشدند تنها حضرت فاطمه عليهماالسلام و روح والاي او بود که زيباييها و شکوه معنوي حضرت عليعليهالسلام را درک ميکرد . در اين مورد پيامبر اکرم صليالله عليه وآله فرمودند: اگر خدا علي را نميآفريد براي فاطمه کفو و همتايي وجود نداشت. (1)
-2 خواستگاري بدون تشریفات
خواستگاري بدون هيچ تشريفاتی انجام شد و حضرت عليعليهالسلام شخصاً به خواستگاري حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صليالله عليه وآله اقدام نمود.
-3 شرط اول : رضايت دختر
پيامبر گرامي صليالله عليه وآله بدون رضايت دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.
4 - قناعت
در تهيه جهيزيه به ضروريترين و ابتدائيترين وسائل زندگي در آن عصر بسنده شد، از سيرت پيامبر اسلام صليالله عليه وآله ميآموزيم که بايستي در الگوي مصرف تجديد نظر کنيم و در زندگي فناپذير و زودگذر دنيا به حداقل ممکن قناعت ورزيم تا از گذرگاه پرهياهوي زندگي سبکبار بگذريم و تن به بردگي اين و آن ندهيم.
مگر حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صليالله عليه وآله رهبر بينظير مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنيهاشم يعني اصيلترين و شريفترين تيرههاي عرب به حساب نميآمد؟ مگر مادرش حضرت خديجه عليهماالسلام ثروتمندترين زن عرب در عصر خويش نبود؟ مگر از همه جهات علمي فردي آگاهتر و انديشمندتر از همگان نبود؟ مگر پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه وآله نميتوانست جهيزيه زيادي را همراه دخترش کند؟
پاسخ همه اين سوالات «مثبت» است اما منش و روش پيامبر عظيم الشأن اسلام صليالله عليه وآله و خاندانش بر ساده زيستي استوار است . (2)
متأسفانه در برخي خانوادهها به خصوص قشر مرفه جامعه جهيزيه دخترانشان نمايشگاه بينالمللي کاملي است از لوازم خانگي داخلي و خارجي که برقش چشمهاي ظاهربين را خيره ميکند.
5 - مهيا کردن خانه براي ورود عروس
اکنون ببينيم علي بن ابيطالب عليهالسلام شهسوار اسلام و محبوبترين مردان و نزديکترين آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهيه کرد:
ابن شهر آشوب در مناقب نقل ميکند: که حضرت عليعليهالسلام نيز اتاق خود را براي عروسي آماده کرد. بدين ترتيب که:
ابتدا مقداري ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبي هم تهيه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهاي خود را روي آن بيندازد، و يک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و يک بالش نيز که داخلش را از ليف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همين .
پي نوشتها:
- 1 ينابيع الموده، ص 177 و 237.
- 2 زندگاني فاطمه زهرا عليهاالسلام تأليف محمد قاسمپور با مقدمه آيتالله مرعشي نجفي ص47.
- 3 زندگاني حضرت فاطمه عليهماالسلام و دختران آنحضرت مولف سيدهاشم رسولي محلاتي ص56.
بسمه تعالی
شهادت نهمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام محمدتقی«ع» (امام جواد) را به تمام
شیعیان جهان تسلیت عرض می نمائیم.
چند جمله از سخنان آن حضرت:
1- تاخیر در توبه، فریب خوردگی است و تعلل بسیار، سرگردانی و بهانه آوردن در برابر خدا،
هلاکت درپی دارد.
2- مؤمن به سه خصلت نیاز دارد: توفیق الهی، پند پذیری از خویش و پذیرش از کسی که پندش
می دهد وهر کس برای تحقق هوای نفس خویش راه راست از تو پوشیده دارد، دشمنت داشته
است. نیازها به امید برآورده می شوند و با قضای الهی فرود می آیند و تندرستی بهتر بخشش الهی است.
بسمه تعالی
کانون فرهنگی تربیتی شهدای گز در نظر دارد با تقویت مجامع پرسش و پاسخ و تعمیق بخشیدن به موضوعات آن و متنوع نمودن شیوه ها، بستر و فضایی مناسب را ایجاد نماید تا جوانان و نوجوانان با حضور در این مجامع سئوالات خود را مطرح وبا هم اندیشی خود و رهنمودهای صاحب نظران پاسخ آنها را دریافت نمایند لذا از مدیران محترم مدارس تقاضا نموده است طبق برنامه پیشنهادی آموزشگاه نسبت به اعزام دانش آموزان اقدام نمایند.
مدیریت کانون شهدای گز
بسمه تعالی
کانون شهدای گز در نظر دارد روز سه شنبه 88/8/28 از شهردار و رؤسای شورای دانش
آموزی مدارس گز جهت تبادل نظرپیرامون مسائل مدرسه و کانون دعوت بعمل آورد.
مدیریت کانون شهدای گز
خواهرم!
دنیا خراب آبادی است که هر نقطه ی آن به مین های شیطان و نگاه های آلوده نا امن
گشته است.
اما فرشته های های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیتی به سر می برند که دیگران
از طعم آن بی خبرند.
کانون شهدای گز –
انجمن کتاب و پژوهش
Ø جنگ ویژه میلاد امام رضا (ع)
با حضور گروه هنری
زمان : 6 / 8 / 88
مکان : سالن اجتماعات هنرستان انقلاب اسلامی
سهمیه پذیرش : 70 نفر
هزینه ورودی هر نفر : 5000 ریال
ویژه مقاطع راهنمایی و متوسطه
باسمه تعالی
توجه توجه
کانون شهدای گز برگزار می کند
با کمال مسرت به اطلاع خانواده ها و دانش آموزان عزیز می رساند
جلسات مشاوره با حضور
|
مشاور متخصص و مجرب |
روزهای یکشنبه از ساعت 10 صبح الی 12 دایر می باشد.
از علاقه مندان دعوت می شود جهت مشاوره در زمینه های خانوادگی ، تربیتی، شغلی، تحصیلی، اعتیاد و... با کانون تماس حاصل فرمایند.
تلفن تماس: 5722137
بسمه تعالی
کانون شهدای گزدر نظر دارد : به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی کودک
مسابقه ی نقاشی : باموضوع نقش کودکان در اصلاح
الگوی مصرف ویژه ی مقاطع ابتدایی شهر گز برگزار نماید
لذا از مد یران محترم مدارس خواهشمند یم جهت اطلاع رسانی
وجمع اوری آثار دانش اموزان اقدامات لازم را مبذول بفرمایند .
قابل ذکر است که به آثار برگزیده جوایز نفیسی اهدا خواهد گردید.
مهلت ارسال آثار : سه شنبه 14/7/88
مکان ارسال : کانون شهدای گز
مد یریت کانون شهدای گز
کانون شهدای گز برگزار می کند
ااردوی زیارتی- سیاحتی قم و جمکران
تاریخ برگزاری : روز پنج شنبه 28/3/88 الی 29/3/88
مبلغ ثبت نام:000/4 تومان
تلفن تماس: 5722137
دانش آموزان عزیز می توانند جهت ثبت نام به کانون شهدای گز مراجعه نمایند.
توجه توجه
کانون فرهنگی شهدای گز اقدام به برگزاری اردوی زیارتی- سیاحتی مشهد مقدس ویژه ی دانش آموزان مقطع دبیرستان نموده است.
زمان: مرداد ماه 1388 به مدت یک هفته و 4 شب اقامت
وسیله ی سفر: قطار رفت و برگشت محل اقامت: هتل (سوئیت)
|
****** |
صبحانه |
ناهار |
شام |
|
روز اول |
پنیر و خیار-کره و مربا |
چلو کباب،سالاد،نوشابه |
خوراک مرغ،نوشابه |
|
روز دوم |
کره و عسل-تخم مرغ |
خورش سبزی،ماست،نوشابه |
کباب،نوشابه |
|
روز سوم |
پنیر-حلوا ارده |
چلو مرغ،سالاد،نوشابه |
کتلت،خیارشور،نوشابه |
|
روزچهارم |
خامه-پنیر و خیار |
چلوکباب،سالاد،نوشابه |
خورش قیمه،ماست،نوشابه |
|
میان وعده: |
بستنی ومیوه |
||
هزینه ی ثبت نام: 000/85 تومان
مهلت ثبت نام: پایان خرداد ماه
v پس از مهلت تعیین شده به هیچ عنوان ثبت نام به عمل نخواهد آمد.
v در هنگام ثبت نام حضور یکی از والدین الزامی است.
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریور
1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله ی زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) وعمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.
هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى
اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب رأى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد .
امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام
روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت.بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران می آمد .امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد.
بازگشت امام خمینى به ایران پس از 14 سال تبعیـد
اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .
رحلت امام خمینی
امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید .
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .
ارتحال ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) بر ایرانیا ن و دوستداران او تسلیت باد.
دانش آموزان عزیز با انجام توصیه های زیر می توانید در امتحانات پایان سال موفق تر باشید و نمرات بهتری کسب نمایید:
الف: نکاتی که باید در منزل رعایت نمایید:
- به برنامه ی امتحانی و ساعات امتحانات توجه داشته باشید، برای این منظور برنامه ی امتحانی خود را در محل مناسبی از منزل نصب نمایید و از والدین خود بخواهید روز و ساعت امتحان را به شما یادآوری نمایند.
- اگر در درسی ضعیف هستید و نمی توانید مطالب آنرا به تنهایی یاد بگیرید، از والدین خود بخواهید از خواهر، برادر یا فرد دیگری تقاضا کنند که چند روز قبل از امتحان یا یک روز قبل از امتحان در آن درس به شما کمک کنند و نکات مهم و امتحانی آن درس را به شما بیاموزند تا مطمئن شوید که برای امتحان آماده شده اید.
- برای خواب و استراحت خود برنامه ریزی داشته باشید تا بتوانید تا پایان امتحانات انرژی لازم را داشته باشید و زود خسته و بی حوصله نشوید. مثلاً از خانواده ی خود بخواهید طوری برنامه ریزی کنند که شما ساعت 10 شب به رختخواب بروید و صبح ساعت 6 یا 7 بیدار شوید تا فرصت کافی برای دوره و جمع بندی مطالب درسی داشته باشید و هم ذهن شما برای امتحان آماده و شاداب باشد و برای مطالعه ی امتحان بعدی نیز حسته و بی حوصله نباشید.
- حتماً صبحانه ی خود را میل نمایید و از خانواده ی خود بخواهید در طول امتحانات به تغذیه ی شما توجه کافی داشته باشند و در حد توان خانواده غذاهای مقوی برای شما تهیه نمایند تا انرژی لازم را برای سه هفته امتحان داشته باشید و زود خسته و ناتوان نشوید و میل به امتحان را از دست ندهید.
- اگر شرایط منزل اجازه می دهد اتاقی برای درس خواندن خود در نظر بگیرید و به دور از سروصدا و شلوغی و تلویزیون، در آن اتاق مطالعه نمایید.
- طوری برنامه ریزی کنید که پیوسته درس نخوانید و زمانی را برای استراحت مانند تماشای تلویزیون و ... در نظر بگیرید تا در طول روز خسته نشوید.
- از خانواده ی خود بخواهید در طول امتحانات به مهمانی نروند و مهمان دعوت نکنند و محیط خانه را آرام و منظم نگه دارند، چون ممکن است فرصت مطالعه ی یک امتحان از شما گرفته شود.
- حداکثر تلاش خود را برای یادگیری هر درس به کار بگیرید و به امید هیچ کس در جلسه ی امتحان نباشید.
- کمتر تلویزیون تماشا کنید یا طوری برنامه ریزی کنید که ابتدا درس های خود را مطالعه کنید و سپس تلویزیون تماشا کنید.
ب: نکاتی که باید در مدرسه و در راه مدرسه رعایت نمایید:
- حتماً نیم ساعت قبل از امتحان در مدرسه باشید.
- از دعوا و کتک کاری و مشاجره در مدرسه و در راه مدرسه پرهیز کنید، زیرا باعث آشفتگی و ناآرامی شما می شود و در جلسه ی امتحان تمرکز خود را از دست خواهید داد و شاید نتوانید به سؤالات خوب پاسخ دهید.
- آرام و بدون نگرانی وارد جلسه ی امتحان شوید و سر جای خود بنشینید. از حرف زدن بیهوده و غیر ضروری خود داری کنید چون باعث خستگی ذهن شما می شود.
- وسایل مورد نیاز برای هر امتحان را همراه داشته باشید ( مانند خودکار، مداد، پاک کن، پرگار، نقاله، خط کش و...) چون ممکن است دوستان شما مایل نباشند وسایلشان را در اختیار شما قرار دهند و همین موضوع باعث نگرانی و ناکامی و نمره ی بد در آن امتحان می شود.
ج: نکاتی که هنگام امتحان باید رعایت کنید:
- هنگام در یافت ورقه ی امتحانی پشت و روی آن و تعداد سؤالات را با دقت کنترل کنید و اگر اشکالی داشت قبل از نوشتن پاسخها از مسئولین جلسه ی امتحان بخواهید ورقه ی شما را عوض کنند.
- حتماً دقت نمایید نام و نام خانوادگی خود را پس از کنترل ورقه روی آن بنویسید.
- از عجله و شتاب زدگی در پاسخ دادن به سؤالات خودداری کنید زیرا ممکن است بعضی از سؤالات را نبینید و پاسخ ندهید.
- اگر پاسخ چند سؤال را نمی دانید، زود جلسه ی امتحان را ترک نکنید و تا پایان وقتی که روی برگه ی امتحان در نظر گرفته شده در جلسه بمانید و روی سؤالات فکر کنید شاید پاسخی به ذهن شما بیاید.
- پاسخ سؤالات را حتماً با خودکار آبی بنویسید.
- برای امتحانات سخت و طولانی یک خوراکی مختصر مانند کیک یا بیسکویت همراه داشته باشید، زیرا فعالیت مغزی شما باعث خستگی و بی حوصلگی شما می شود و ممکن است تعدادی از سؤالات را پاسخ ندهید، اما مواد قندی مانند کیک یا بیسکویت باعث سرحالی و رفع خستگی شما می گردد.
- اگر مشکل یا ناراحتی دارید که مانع درس خواندن شما می شود از مدیر یا مسئولین مدرسه تقاضا کنید تا در صورت امکان به شما کمک کنند تا آن مشکل رفع شود.
- همیشه و در همه حال به یاد خدا باشید و به او توکل کنید و چشم کمک و یاری به هیچ کس نداشته باشید، هنگام ورود به جلسه ی امتحان بر محمد(ص) و خاندان پاکش صلوات بفرستید و از آنان بخواهید تا به شما آرامش عطا نمایند و شما را یاری نمایند تا مطالبی را که خوانده اید به آسانی به یاد آورید و موفق شوید.
دعای تسهیل در امر مطالعه و تقویت حافظه:
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم. اللهم افتح علینا ابواب رحمتک وانشر علینا خزائن علومک. برحمتک یا ارحم الراحمین.
رحلت جانگداز مرجع عالیقدر آ یت اله محمد علی
بهجت بر عموم شیعان جها ن تسلیت با د0
لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام
در اوراق تاریخ

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن میپردازیم.
سلیم بن قیس میگوید:
از ابنعباس شنیدم كه میگفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علیعلیه السلام را طلبید و فرمود:
"وصیت میكنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.
پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."
پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:
تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.
چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:
ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمیكنید، والله كه میروم او را از قبر در آورم و بر او نماز میكنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمیرسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را میكند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: میخواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.
گفت: مرا بر هر کاری میخواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی میكرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا میترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنهای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.
همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:
ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت میكنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه میخواهی بگو، فرمود:
وصیتهای من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كردهاند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی مینویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه میباشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفتهاند، و احادیث معتبر دلالت میكند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)
در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفتهاند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت میكند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.
در كتاب روضة الواعظین روایت كردهاند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت میكنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.
حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:
هر چه میخواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل میآورم و امر تو را بر امر خود اختیار میكنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت میكنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت میكنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیدهها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)
در كشف الغمّه روایت كردهاند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامههای نو طلبید، پوشید و فرمود:
ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامهای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیدهام.
اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را میبوسید و میگفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله میرسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.
در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را میبوسید و میگفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و میبوسید و میگفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.
پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیدهاید و از شوق ملاقات او گریان گردیدهاید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)
چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانههای مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه میكردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را میكشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیدهها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنیهاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفتهاند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفتهاند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغهای بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت میكند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كردهاند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دستهای رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)
مفضّل از حضرت صادق علیهالسلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمیدهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیهالسلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمیخواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)
منبع:
بوی بهشت سوخته
برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی
اقتباس: علی لباف
از صفحه (60 تا 73)
لینک مطالب مرتبط:
- مباهله؛ جلوهای از حضور حضرت زهرا(س) در عرصه سیاست
بسمه تعالی
کانون شهدا ی گز بر گزار می کند :![]()
اردوی ویژه دانش آموزان مقطع راهنمایی
مکان : چشمه نطنز
زمان: روز چهار شنبه 17 /2/88
باسمه تعالي
براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي
عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت
بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که
از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند.
روز معلم
تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.
انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده
است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي
رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.
دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و
مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن
فراهم نيايد.
در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...
مفهوم علم
ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.
1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه
« هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون»«آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر/ 9)
از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق ، رياضيات، فقه، دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه Knowledg در انگليسي وConnaissance در فرانسه معادل اين معنا علم اند.
2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني
باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي ، حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان
امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: « حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ».
لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد
مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: « معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد ؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد» .
حقوق معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع)
حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:
« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».
مقام معلم
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
استاد حسين شهريار
منابع:
1- قران كريم
2- فرهنگ موضوعي قران كريم/ بهاءالدين خرمشاهي، كامران فاني
3- فرهنگ دهخدا/ ج 14
فرارسیدن ولادت با سعادت اسوه صبر وایمان وعفاف زینب کبری(س)پیام آور عاشورا برتمامی مسلمانان
خصوصا زنان ودختران سرفراز وپرستاران صبور و دلسوز ایران اسلامی تبریک وتهنیت باد۰

پرستاران، خادمان بيمنت و فرشتگان سپيدپوش جامعه هستند که لباس خدايي بر تن دارند، آنان حمايت و پشتيباني جامعه را ميجويند و خواهان ارج نهادن جامعه به جايگاه واقعي خويشند، همچنان که مقام معظم رهبري مي فرمايند: "طرف حساب پرستار فقط خداست.
ميلاد حضرت زينب کبري (س) و روز پرستار بر همه ي شما پرستاران مهربان، دلسوز و سخت کوش مبارک باد!
پنجم جمادي الاولي سال پنجم و ششم هجري روزولادت باسعادت بانوي قهرمان کربلا و پرچمدار نهضت حسيني عليه السلام ، حضرت زينب کبري سلام الله عليها مي باشد. اين روز را روز پرستار ناميده اند و علت آن است که حضرت زينب پرستاري امام زمانش ، حضرت سجاد عليه السلام و ديگر بيماران و مصيبت زدگان اهل بيت را بر عهده داشت، و ضمن انجام رسالت مهم و تبليغ نهضت حسيني ، از پرستاري بيمار کربلا ، با تحمل آن همه سختيها و ناملايمات غافل نبود. اما از انصاف به دور است کسي که خانم زينب را صرفاً پرستار بيمار بداند، چرا که پرستاري از بيمار يکي از کوچکترين مسئوليت هاي حضرت بود. هر چند پرستاري ، وظيفه سنگين و ارزشمندي است و پرستار متعهد بايد باصبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات را براي انجام خدمتش داشته باشد و چنين کاري از عهده هر کس بر نمي آيد ولي با اين حال ، مقام زينب سلام الله عليها، آنقدر والا و عظيم است که بايد ايشان را پرستار نهضت و انقلاب حسيني بناميم. زيرا اين پرستاري ، به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستاري بيمار بود . زينب عليها السلام نقش حفاظت از قيام خونبار حسيني را بر عهده داشت که اگر چنين نبود ، خون امام حسين عليه السلام پايمال مي گشت. حضرت زينب عليها السلام در پسِ آن مصيبتها ، آنچنان بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر کفر ايستاد و خطابه خواند تا مردم را بيدار نمود و پس از آن حرکتهاي اسلامي ايجاد شد.
پرستاران، خادمان بيمنت و فرشتگان سپيدپوش جامعه هستند که لباس خدايي بر تن دارند، آنان حمايت و پشتيباني جامعه را ميجويند و خواهان ارج نهادن جامعه به جايگاه واقعي خويشند، همچنان که مقام معظم رهبري مي فرمايند: "طرف حساب پرستار فقط خداست."
همزمان با روز ولادت شير زن واقعه کربلا که توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري کند، روز پرستار ناميده شده است. در کشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، برغم کمبودها و مشکلات، خالصانه و بيريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش کردند و غالبا به جاي اين که در آغوش گرم خانواده به سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت کردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.
پيدايش پرستاري
آنگاه که رنج و درد بر کالبد انسان حمله ور گشت و سلامت وي را پايان داد، پرستاري به وجود آمد؛ يعني از زمان پيدايش بشر، اين حرفه مقدس بر عرصه گيتي نمايان شده است. در مسير تاريخ، پرستاري همپاي پزشکي در خدمت انسان ها بوده است و به تدريج، اين دو در قالب علم پيشرفت نموده اند و در زمان هاي بحراني، مانند حوادث طبيعي و جنگ ها، خدمات شايان توجهي انجام داده اند.

پرستاري از مجروحان و کمک به ناتوانان، در فطرت و نهاد هر انساني وجود دارد که حاکي از اهميت آن در زندگي اجتماعي است. سيره رهبران الهي نيز همواره بر اين بوده که در ميدان انجام کارهاي پسنديده، گوي سبقت را از همه انسان ها بربايند و انسان کامل عصر خويش و الگو براي آيندگان باشند تا بدين ترتيب، بزرگ ترين مشوق انسان ها در عمل به نيکي ها گردند. يکي از کارهاي نيک ،« پرستاري» از بيماران است و رهبران الهي نيز بدان همت مي گماردند.
نُسَيبه، پرستار با ارزش
تاکيد اسلام بر بزرگداشت کار پرستاري و سفارش به انجام آن، باعث شده بود که بسياري از اصحاب رسول خدا اعم از زن و مرد، به اين کار اهتمام ورزند.«نسيبه» يکي از زنان صدراسلام است که با پيامبر (ص) بيعت نمود. وي بيشتر روزها روزه دار بود و از عبادت خداوند غفلت نمي ورزيد. اين زن شجاع و با شهامت، در جنگ هاي احد، حنين، حديبه و يمامه شرکت داشت و همواره مشکي بر دوش مي کشيد و خورجيني نيز در برداشت و هر جا تشنه اي مي يافت و يا ناله مجروحي را مي شنيد، بي درنگ بر بالينش حاضر مي شد. وظيفه او، رساندن آب به سربازان و نيز مداواي زخميان بود.
حضرت زينب (س) پرستار نهضت و انقلاب حسينى
حضرت زينب (س) در سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يکي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي که در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ کربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي کرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.
پرستار بزرگ صحراي کربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و کمک به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز که در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود.
حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يکى از کوچکترين مسؤوليت هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش بنمايد و چنين کارى از عهده هر کس برنمىآيد ولى با اين حال مقام زينب کبرى سلام الله عليها، آنقدر والا و عظيم است که او را پرستار نهضت و انقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستارى بيمار بود. زينب نقش نگهدارى از قيام خون بار حسينى را بر عهده داشت که قطعا اگر او اين بار را بر دوش نمىگرفت، خون سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه پايمال مىشد و بسيار دشوار بود که نهضت ابى عبد الله عليه السلام به مردم اعلام و ابلاغ گردد و شايد بدون اسارت خاندان رسول الله وپيشتازى عقيله بنى هاشمى عليها السلام در رسوا نمودن هيئت حاکم، و تبليغ او از انگيزه قيام برادرش، يزيديان به هدف پليد خود نائل مىآمدند و نام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را نه تنها از مناره هاى مساجد بلکه از تاريخ، پاک و محو مي کردند و اين بود نيت شوم آنان.
حضرت زينب عليها السلام با مجاهدت و قيام شجاعانه خويش در برابر زورگويان و همچنين فريب خوردگان زمانش، آن چنان از قيام امام حسين عليه السلام دفاع کرد که تا قيام رستاخيز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و اين نام جاودان و مقدس براى هميشه با عظمت بايد برده شود.
عقيله بني هاشم عليها السلام در پس آن مصيبت بزرگى که «تصغر عندها المصائب» آن چنان بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه ايستاد و سخنرانى کرد و خطابه خواند و مردم را بيدار کرد و حرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابين و ديگر حرکتهاى اسلامى آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار اين حرکت عظيم زينبى، هويدا است و به برکت اين بانوى بزرگوار و قيام مبارکش، همچنان بيرقهاى خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مىشود زيرا زينب کبرى سلام الله عليها بود که پيام خونين حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را به تمام نسلها و عصرها رساند.
گاهنامه ی کیمیای مهر
کانون شهدای گز
شماره ی 10
خبر آمد خبري در راه است سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد، شايد پرده از چهره گشايد، شايد
دست افشان، پاي كوبان ميروم بر در سلطان خوبان ميروم
ميروم بار دگر مستم كند بي سر و بي پا و بي دستم كند
مي روم كز خويشتن بيرون شوم در پي ليلا رخي مجنون شوم
هر كه نشناسد امام خويش را بُركه بسپارد زمام خويش را
ای همه ی لحن خوش آواييام در به در كوچه ی تنهاییام
ای دو سه تا كوچه زما دورتر! نغمة تو از همه پرشورتر!
كاش كه اين فاصله را كم كنی! محنت اين قافله را كم كنی!
كاش كه همسايه ی ما ميشدي! مايه ی آسايه ی ما میشدی!
هركه به ديدار تو نايل شود يك شبه حلّال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد سينه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامش جان من است نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خاستگه آفتاب! در من ظلمتزده يك شب بتاب!
پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يار و مددكار ما! كي و كجا وعدة ديدار ما؟
دل مستمندم ای جان، به لبت نياز دارد به هوای ديدن تو هوس حجاز دارد
به مكه آمدم ای عشق تا تو را بينم تويی كه نقطه ی عطفی به اوج آيينم
ببوسم خاك پاك جمكران را تجلیخانه ی پيغمبران را
خبر آمد خبري در راه است سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد، شايد پرده از چهره گشايد، شايد
"مرحوم محمدرضا آغاسی"
گاهنامه ی «کیمیای مهر»
کانون شهدای گز
مدیر مسئول.......... خانم یزدانی
تهیه و تنظیم.......... خانم طهماسبی
|
فهرست | |
|
مناجات |
1 |
|
سخن نخست |
2 |
|
پیامک |
3 |
|
سرگذشت یونس پیامبر |
4 |
|
حکایت گنجشک |
5 |
|
لبخند بزن |
6 |
|
نامه های بچه ها به خدا |
6 |
|
پیام بهداشتی |
7 |
|
روان شناسی رنگها |
8 |
|
آشپزی کدبانو |
9 |
|
متولدین اردیبهشت ماه |
10 |
مناجات
الهی! تا به تو آشنا شدم، از خلق جدا شدم، در دو جهان شیدا شدم، نهان بودم وپیدا شدم.
الهی! به نام تو زبانها گویا شده، به نام تو جانها شیدا شده، بیگانه آشنا شده،زشتها زیبا شده، کارها هویدا شده، راهها پیدا شده. به نام تو چشم مشتاقان گریان،دلهای عارفان سوزان، سرهای والهان خروشان، تنهای عاشقان بیجان.
الهی! روزگاری تو را میجستم، خود را یافتم؛ اکنون خود را میجویم، تو رامییابم. ای محبّ را یاد و اُنس را یادگار! چون حاضری این جُستن به چه کار؟
الهی! چون با خود نگرم و کردار خود بینم، گویم از من زارتر کیست؟ و چون با تونگرم و خود را در بندگی تو بینم، گویم از من بزرگوارتر کیست؟
الهی! هرچند ما گنهکاریم، تو غفّاری؛ هرچند ما زشتکاریم، تو ستّاری؛ پادشاها گنجِ فضل، تو داری و بینظیر و بییاری! سزاست که خطاهای ما را درگذاری! ( خواجه عبداله انصاري)
سخن نخست
پينوكيو و پدر ژپتو را يادتان هست؟ هنوز خاطره دروغگويي اين عروسك چوبي كه وقتي دروغ ميگفت دماغش دراز ميشد ، همه كساني را كه اين كارتون زيبا را ديدهاند، به خنده وا ميدارد.
دروغگويي به معني كتمان حقيقت و وارونه نشان دادن واقعيت و در واقع سخني است كه واقعيت خارجي ندارد. شخص دروغگو با دروغ گفتن، ضعفهاي خود را ميپوشاند، شنونده را گمراه ميكند و بدينوسيله توجه ديگران را به سوي خود جلب ميكند.
دروغگويي علل متفاوتي دارد. از جمله: حسادت ، ترس از شكست ، معروف شدن ، جلب توجه
متأسفانه با وجود اینکه در دین مبین اسلام احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد و هشدارهای لازم به خانواده ها داده شده است، از جمله اینکه : "دروغ کلید گناهان بزرگ است." این مسأله چندان از سوی جامعه و خانواده ها جدی گرفته نمی شود. آنقدر که تیپ ظاهر و دکوراسیون منزل و پول و ...برایمان مهم است، مسأله ی دروغگویی فرزندانمان برایمان مهم نیست. شاید بپرسید کودک چگونه دروغگو می شود:
- وقتی خودمان دروغ می گوییم.
- وقتی کودکان را مجبور به انجام کاری یا گفتن چیزی می کنیم.
- وقتی رفتارمان با گفتارمان متفاوت است.
- وقتی به وعده های خود عمل نمی کنیم.
- وقتی کودکان را تحت تنبیهات سخت قرار میدهیم.
- وقتی کودکان را با دیگران مقایسه می کنیم.
- وقتی کارهای خارج از حد توان کودک ویا کارهای فراوان به آنها واگذار می کنیم.
- وقتی در کارهای کودکان دخالت و سخت گیری بی مورد و بیش از اندازه انجام می دهیم.
- و بالاخره وقتی نیازهای کودکان را در نظر نمی گیریم .
او مجبور می شود دروغ بگوید تا از شر مشکلات خلاص شود. و همین مسأله ی به ظاهر کم اهمیت در بزرگسالی مشکلات بزرگی را بر سر راه فرزندانمان قرار می دهد که قابل جبران نیست. و اکثر بزهکاریها و خلافهای اجتماعی ریشه در دروغگویی دارد.
امیدوارم بعد از خواندن این مطلب ، بیشتر در مورد این مسآله وعواقب آن بیندیشیم.
شادکام و پیروز باشید.
پيامک
- هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه ی آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا و دریا ...! "دکتر شریعتی"
- اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
- صداتو ميخوام نه براي لطافتش ، براي اينكه پشت وانت داد بزني نمكيه !!!
- گر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.
- زندگی زیباست ، زشتیهای آن تقصیر ماست در مسیرش هرچه نازیباست ، آن تدبیر ماست!
زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد...
- یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه ، نه این که هیزمش زیاد باشه .
تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...
- اگر شبی از شبهای زمستانی، مسافری به امید گرمی نگاهت به تو پناه آورد تنهاش نذار. شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکی لبخندش محتاج بشی.
- آدما از جنس برگند ، گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند ، زمستون ديده نميشن ،
تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگند . حيف كه هر لحظه يه رنگند ...
- صبح ها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم. ظهرها نميتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم بخوابم....چون گرسنمه !!
- گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری
گفتی نمیخواهی ببارم عشق، اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری...
|
طبیعت از خلأ بیزار است. وقتی در کله ای مغز نباشد، طبیعت آن را با خودپسندی و غرور پر می کند.
|
سرگذشت يونس پیامبر(ع)
شهر نينوا در منطقه موصل، پايتخت دولت آشوريان به شمار مىرفت، فراوانى نعمت و ثروت بى حد و حصر، مردم آن سامان را به وسيله انجام كارهاى ناروا و گناهانشان به ورطه گمراهى كشاند. بدينسان هلاكت آنها حتمى بود، ولى خداوند رحمت خويش را شامل آنها گردانید و يونس(ع) را به سوى آنان فرستاد. وى آنها را به ايمان به خدا و توبه و بازگشت از گناهانشان دعوت مىفرمود، ولى آنان بر انجام كارهاى خود پافشارى كرده و دعوت وى را نمىپذيرفتند، از اين رو يونس(ع) آنها را تهديد كرد كه پس از مدتى بر آنان عذاب فرود خواهد آمد.يونس(ع) تصور كرد كه رسالت خويش را به پايان رسانده و تمام دستوراتى را كه خداوند بدو فرمان داده انجام داده است. لذا به سبب انجام كارهاى نارواى مردم و اصرار آنها بر كفر و الحاد، در حالتى از خشم و نگرانى از شهر آنان بيرون رفت. وى بدون اذن پروردگارش شهر را ترك كرد، به اين اعتقاد كه خداوند هرگز او را به انجام اين كار بازخواست نخواهد كرد. از اين رو، به راه خود ادامه داد تا به ساحل دريا رسيد. به كشتى مسافربری برخورد كه آماده حركت بود و سوار کشتی شد.كشتى حامل يونس حركت كرده و در سطح دريا به راه خود ادامه مىداد. خداوند با فرستادن بادى شديد دريا را دستخوش طوفان نمود و امواج شديدى پديد آمد كه هر لحظه كشتى را تهديد به غرق شدن مىكرد. كشتىبانان و مسافران سخت نگران شدند و گفتند: بىترديد فردى گنهكار ميان ما وجود دارد، لذا ميان خود به مشورت پرداختند كه قرعه بكشند و هر كس را كه قرعه به نام او در آمد از كشتى بيرون اندازند تا از خطر طوفان مصون بمانند. وقتى قرعه كشيدند به نام يونس پيامبر درآمد و او را در دريا انداختند. خداوند ماهى بزرگى را مأمور ساخت و يونس را به كام خود فرو برد.
سرنوشت قوم یونس (ع)
آنگاه كه يونس(ع) قوم خود را ترك كرد، آنان مطمئن شدند كه عذاب بر آنها فرود خواهد آمد و مقدمات آن پديدارشده بود. خداوند به دلهاى آنان الهام فرمود كه توبه و انابه كنند، لذا ازكرده خود پشيمان شدند و با پوشيدن لباسهاى خشن، به پيشگاه خداوند تضرع و زارى نمودند و مردان و زنان و كودكان به گريه در آمدند و هر كس به شخصى ستمى روا داشته بود، از او درگذشت و صحنهاى بسيار شگفتآور و هيجانانگيز بهوجود آمد، لذا خداوند بزرگ با لطف و مهربانى خود عذاب را از آنها برطرف ساخت.
نجات يونس (ع) و هدايت كردنِ قومش
زمانى كه ماهى، يونس را در كام خود فرو برد، خداوند به آن حيوان الهام فرمود كه به يونس آسيبى نرساند. يونس در شكم ماهى كه جاى گرفت، پنداشت از دنيا رفته است. لذا اعضاى بدنش را حركت داد و دانست كه زنده است. از اين رو به سجده افتاد و عرضه داشت: پروردگارا! جايگاهى براى پرستش تو برگزيدم كه كسى در چنين جايى تو را ستايش نكرده است. سپس چند روز همچنان در شكم ماهى بسر برد و پيوسته به ذكر و ستايش پروردگار پرداخت. پس از آن به عظمت الهى اعتراف كرد و اقرار نمود در كارى كه از او سر زده بهخود ستم روا داشته است. خداوند دعايش را مستجاب كرد و توبهاش را پذيرفت و بهماهى الهام كرد تا يونس را در بيابانى بى آب و علف بيفكند.
يونس در حالتى از بيمارى و خستگى از شكم ماهى خارج شد، خداوند درختى با سايه گسترده از نوع كدو، بالاى سرش رويانيد تا به جهت گرماى آفتاب از سايهاش استفاده كند. يونس مدتى را همچنان با همان حالت سپرى كرد تا بهبودى خود را بازيافت و ترس و بيمش برطرف گرديد و دلش آرام گرفت. سپس خداوند به او دستور داد تا نزد قوم خویش كه جمعيّتى بيش از صد هزار نفر بودند و از آنها دست برداشته بود، بازگردد و آنها را به ايمان به خدا دعوتكند. او نيز رسالتى را كه خدا به او فرمان داده بود انجام داد، به همين دليل مردم هدايت يافتند وخداوند اين هدايت يافتگان را در طول زندگى دنيا از سعادت و خوشبختى بهرهمند ساخت.
|
براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران.
|
گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ، سرپناه بی کسیم ، توفان تو آنرا ازمن گرفت. مگرکجای دنیای توراگرفته بود؟ خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو ازکمین مار پرگشودی!!!!
چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم ازتودور کردم وتو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
لبخند بزن
- پلیس به غضنفر: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! - غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!
- پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!
- به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی؟
- می گه: من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم !!
- یه روز غضنفر فيلسوف میشه. بعد مي گه: دايره زندگي مربعي است كه سه ضلع دارد عشق و زندگي !!!
- به غضنفر ميگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چه كار ميكني؟
- ميگه: خوب من هم بهش دست ميدم.
- بچه: مامان اون آقا روببين كچله!!! مامان: هيس... ميفهمه بچه: مگه تا حالا نفهميده!!!
- پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند
- اگه گفتي چرا ؟ آخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي!
نامه هاي بچه ها به خدا
- خداجون این شعر برای توست: دوستت دارم زیرا به ما اون چه که برای زنده موندن نیاز داریم بخشیدی. اما می خوام به من بگی چرا منو اونجوری آفریدی که باید بمیرم.
- خدا جون فکر نمی کنم کس دیگه ای بتونه بهتر از تو خدایی کنه اینو فقط برای این گفتم که تو بدونی. اما این حرف رو فقط برای اونکه تو خدا هستی نگفتم.
- ای خدا آدم بدا به حضرت نوح می خندیدن. اونا می گفتن: «تو نادونی که داری رو زمین خشک کشتی می سازی.» اما اون باهوش بود چون تو رو دوست داشت. همون کاری که منم می خوام بکنم.
- خدا جون این کار خیلی سختیه که تو همیشه ستاره ها رو سر جای خودشون می چینی.
- ای خدا دوست دارم مثل حضرت نوح در کتاب مقدس نهصد سال عمر کنم.
- خدایا مجبور نیستی نگران من باشی من همیشه مواظب دو طرف خیابان هستم.
- خدا جون بیا بچه شو با هم عروسک بازی کنیم.
پيام بهداشتي: بهداشت مو
بهترین عامل در بهداشت و سلامت مو در درجه اول تغذیه سالم و جریان گردش خون در پوست سر می باشد. ماساژ و استفاده از مواد موثر روی پوست سر نه تنها رشد مو را تسریع می کند، بلکه از مو محافظت و نگهداری کرده و از ریزش غیر معمول مو می کاهد.
● نکات مهم:
▪ ریزش روزانه ۵۰-100 عدد مو طبیعی است و در فرد طبیعی این مو روزانه جایگزین می شود.
▪ در مورد ریزش مو مانند دیگر بیماری ها پیشگیری بر درمان مقدم است.
▪ عناصری از جمله گوگرد، آهن، سیلیس،کلسیم وید نقش مهمی در سلامت و جلوگیری از ریزش غیر معمول مو دارد. تغذیه اصلی مو از داخل به وسیله مویرگ های اطراف آن صورت می گیرد این عناصر به حد وفور در میوه جات و سبزیجات و سایر غذاها وجود دارد، لذا مصرف سبزیجات تازه، جگر، شیر، پیاز، ماهی، سبوس برنج (که سرشار از ویتامین های گروه B می باشد) می تواند مواد مورد نیاز موهای سرتان را تامین نماید.
▪ مهم ترین عامل بهداشت مو همان نظافت مو و پوست سر است. هنگامی که مو شروع به چرک شدن می کند باید شسته و تمیز گردد. هوای آلوده و غبار، گذاشتن کلاه در فصل زمستان، فشارهای روحی، کم خوابی، مصرف زیاد الکل، مواد مخدر و حتی سیگار باعث بیمار شدن موهای شما می شود.
▪ شانه و برس کردن موها به صورت روزانه به مدت چند دقیقه نه تنها موجب تسریع گردش خون زیر پوست سر می گردد، بلکه بسیاری از ذرات غبار و دیگر آلوده کننده ها را برطرف می کند.
▪ هنگام مصرف شامپو آن را رقیق کنید و بعداً موها را شستشو دهید. در آخر ذکر این مسئله مهم است که مصرف مواد شیمیایی به عنوان رنگ مو و مواد فر کننده مو باعث آسیب غیر قابل جبران به موهای شما می شود.
پک ضد شوره: - یک مشت سبوس گندم را در آب جوش خیسانده بعد از مدتی تحت فشار عصاره را بدست آورده و آن را روی پوست سر و داخل موها بمالید. بعد از نیم ساعت موها را بشویید. شوره از بین می رود این عمل را هفته ای دو مرتبه به مدت دو هفته انجام دهید.
- یک مشت نعناع خشک را در یک فنجان سرکه و ۲ فنجان آب جوش مخلوط کنید و به مدت ۱۰ دقیقه در شعله ی ضعیف حرارت دهید. پس از سرد شدن از صافی عبور داده و پوست سر را با آن کاملاً ماساژ دهید. این محلول ضد شوره و ضد خارش پوست سر می باشد.
پک روغنی برای نرمی و براقی مو:
معمولاً روغن های گیاهی برای موی سر مفید می باشد هر چند وقت یکبار موها را با روغن زیتون، روغن بادام، روغن آوکادو، روغن گلرنگ یا آفتابگردان شانه کرده و از کلاه پلاستیکی استفاده کنید و بعد از نیم ساعت بشویید. روغن گیاهی مو را نرم، براق و شاداب می کند.
روانشناسی رنگ ها
- رنگ سفید: نماد معصومیت و پاکی است. میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد. معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است.
- رنگ قرمز: رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است. نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است. به وجود آورنده احساس شور و هیجان است. تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
- رنگ آبی: رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است. احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است. میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد. میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
- رنگ سبز: رنگ سردی است که نماد طبیعت است. نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
- رنگ زرد: رنگی گرم وشاد است. به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
- رنگ قهوهای : رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است. همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد. رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد. معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
- رنگ نارنجی : ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود. احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد. معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
آشپزی کدبانو
نكاتي كه در هنگام پخت مربا بايد مورد توجه قرار گيرد
1 - ميوه هايي كه براي مربا در نظر مي گيريد ، سالم و بدون لك بوده و زياد رسيده نباشند .
2 - در صورتي كه شكر تميز نبوده و رنگ آن زرد است ، مي توانيد براي هر يك كيلو شكر، يك عدد سفيده تخم مرغ را با چنگال خوب به هم بزنيد و آن را به شربت در حال جوش اضافه كرده ، از صافي ظريف رد كنيد تا رنگ آن سفيد و شفاف شود .
3 - شربت مربا را آن قدر بجوشانيد تا قوام بيايد ، يعني اگر مقداري از مربا را در نعلبكي بريزيد و با يك قاشق وسط آن خطي بكشيد ، دو قسمت كاملاً جدا به وجود بيايد .
4 - هميشه براي يك كيلو ميوه ي ترش ، يك كيلو شكر و براي يك كيلو ميوه ي شيرين ، 750 گرم شكر در نظر بگيريد .
5 - هيچ وقت مرباي گرم را در شيشه نريزيد . صبر كنيد تا خنك شود .
6 - براي جلوگيري از شكرك زدن مرباي ميوه هاي شيرين از آبليمو استفاده كنيد . علت شكرك زدن مربا، جوشيدن بيش از حد آن است. در اين شرايط بهتر است يك تا دو فنجان آب جوش به آن اضافه كرده، بگذاريد 4-3 جوش بزند. سپس كمي آبليمو به آن اضافه كنيد تا شكرك مربا برطرف شود .
7 - ممكن است مربا بعد از مدتي كپك بزند. در اين شرايط شربت مربا به اندازه كافي ، قوام نيامده است. براي برطرف كردن اين مشكل بايد مقداري شكر به مربا اضافه كرده، بگذاريد كمي بجوشد . فراموش نكنيد در صورتي مي توانيد اين كار را انجام دهيد كه مقدار كپك آن كم باشد و ترش نشده باشد.
8 - هميشه، آبليمو را 15-10 دقيقه قبل از برداشتن ظرف مربا از روي حرارت به آن اضافه كنيد .
9 - ظرفي را كه براي پخت مربا استفاده مي كنيد ، بايد لعابي باشد ، به جز مرباي به كه بهتر است درظرف مسي پخته شود.
10- موقع پخت مربا در قابلمه را باز بگذاريد تا رنگ آن تغيير نكند ، به جز مرباي به كه بايد حتماً در ظرف را بگذاريد تا رنگ آن سرخ ارغواني شود .
فرزندان اردیبهشت تولدتان مبارک
زن متولد اردیبهشت
او دارای افکار قوی و بلندی است. قابل اعتماد و مسئولیت پذیر است. اگر می خواهید ظریف ترین زن دنیا را ببینید، باید با متولد اردیبهشت روبرو شوید. روحش بلند مرتبه است و کرامت نفس دارد. عواطف مادری او قوی است. به حیوانات و گیاهان علاقه دارد. شاید به همین دلیل اعصاب تحریک پذیری دارد. علاقه مند به کارهای هنری است. به همین دلیل مطالعه و کارهای هنری به روحش آرامش می دهد. او دارای حس ششم خوبی است و رفتار آمیخته به سیاست او ناشی از همین حس است. کمی مغرور و متکی به نفس است. و در مورد ظاهر خود و نزدیکانش کمی سختگیر است. دوست صمیمی بچه هاست و با آنها رفتاری متعادل دارد.
مرد متولد اردیبهشت
متولد این ماه دارای حسی لطیف و سرشار از محبت است. عاشق پیشه و خواهان همین حس و حال از طرف مقابل است. متولدین این ماه صدایی دلنشین دارند. اهل مطالعه و کارهای هنری و پایبند اصول خانواده می باشند. متولد این ماه از معاشرت با افراد بی ثمر پرهیز می کند. بسیار هدفمند و با برنامه است و قادر به انجام هر کاری است که اراده کند. در دشواریها با او مشورت کنید، راهنمای خوبی در رفع مشکلات است. به مسائل مادی علاقه ی زیادی دارد، اما بخشنده و سخاوتمند است و اصلاً خسیس نیست. برای بچه ها پدری دلسوز است و از هیچ خدمتی دریغ نمی کند و همسری مهربان است.
کانون شهدای گز برگزارمی کند ![]()
اردوی نیاسرویژه ی مقطع متوسطه (هنرستان)
زمان : دوشنبه 7/2/88
جلسه مدیران مقاطع متوسطه .راهنمایی .ابتدایی درسطح شهرگز
ویژه اوغات فراغت دانش اموزان
تاریخ برگزاری :2/2/88
مکان :کانون شهدای گز
کانون شهدای گز برگزار می کند
مجمع بحث و گفتگو
موضوع گفتگو: دختران جوان
تاریخ برگزاری مجمع: روز یکشنبه 30/1/1388
زمان برگزاری مجمع: ساعت 8 صبح
محل برگزاری مجمع:دبیرستان شهید عرفانی
کانون شهدای گز برگزار می کند
مجمع بحث و گفتگو
موضوع گفتگو: دختران جوان
محل برگزاری مجمع:هنرستان انقلاب اسلامی
تاریخ برگزاری مجمع: روز شنبه 29/1/1388
زمان برگزاری مجمع: ساعت 11:30 صبح
توجه توجه![]()
کانون شهدای گز برگزار می کند:
اردوی سیاحتی – تفریحی نیاسر
تاریخ برگزاری : روز دوشنبه 31/1/88
دانش آموزان عزیزمی توانند جهت ثبت نام به کانون
شهدای گز مراجعه نمایند.
توجه توجه![]()
کانون شهدای گز برگزار می کند:
اردوی سیاحتی – زیارتی قم و جمکران
تاریخ برگزاری : روز پنج شنبه 27/1/88 الی 28/1/88
دانش آموزان عزیز می توانند جهت ثبت نام به کانون شهدای گز مراجعه
نمایند.
|
بسم الله الرحمن الرحيم دهم ربيع الثاني، رحلت پر دريغ کوثر کرامت و جاري مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسليت ميگوييم. اي جا مانده از واپسين ديدار برادر! حرم نوراني و ضريح مشکل گشايت، هنوز بوي مدينه مي دهد. بوي شهر پيامبر را که آن را به اشتياق ديدن روي رضايت، ترک کردي و آواره بيابان ها گشتي. نهر جاري مناجات، هميشه از چشمه دل زائران تو جريان دارد؛ اما امشب ضريح مطهرت، رخت سياه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوي غروب نشانه مي روند ... فضيلت زيارت آن حضرت: راجع به زيارت فاطمه معصومه دخترموسي بن جعفر(ع) روايات بسياري وارد شده ازجمله:
ورود حضرت معصومه (س) به قم: عصمت حق دخت شاه انس وجان عفت يزدان وخاتون جهـــــــــان ايام عزارداري شهادت حضرت فاطمه معصومه (س) بر امام زمان (عج) و همه شيعيان و شما بازديدکنندگان و دوستان وبلاگي تسليت باد باميد فرج يوسف فاطمه مهدي زهرا صلوات فراموش نشه |
بسمه تعالی
طلوع سبز یازدهمین خورشید آسما ن ولایت وامامت اما م حسن عسکری (ع) بر دوستداران خاندان
عصمت و طهارت مبار ک باد .
ارزشها و ضد ارزشهاى
نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است. به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود. عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است. با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.اعياد چهار نوع است
اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند. دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند. سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار. چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود. در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى. بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است. هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است. و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.نظافت و خانه تكانى
از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.غسل عيد
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2] و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار دادهاند. [3]نماز عيد
شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]نظافت و لباس تميز
نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5] تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.ديد و باز ديد
يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته. در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:هديه و عيدى
هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.توجه به قرآن
حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.دعا
براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است. علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است: «اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.» بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مىآيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم... محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است: «يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]روزه گرفتن
روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار دادهاند. [11]زيارت اهل قبور
رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است. تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد. و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر. البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود. در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود: 1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشتهاى. 2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟ 3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر. [1]. مفردات راغب. [2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.) [3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج5، ص41. [4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص376. [5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101. [6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80. [7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228. [8]. سى مقاله، ص 377. [9]. همان؛ مفاتيح الجنان. [10]. بحار، ج 56، ص 101. [11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.
ویژه نامه عید نوروز
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ترین آیین ملی در جهان به شمار میرود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
نوروز بهعنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز بهصورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدتزمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.
جغرافیای جشن نوروز
کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند ایران • افغانستان • تاجیکستان • ترکمنستان • عراق • ترکیه • سوریه • لبنان • جمهوری آذربایجان • ازبکستان • قرقیزستان • قزاقستان • پاکستان
کشورهایی که جشنی مشابه نوروز دارند ارمنستان • مصر • چین • زنگبار
خانهتکانی
خانهتکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود.
آتشافروزی
برگزاری مراسم آتشافروزی در استانبول ،ترکیه رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد.پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.
همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.
سفرههای نوروزی
سفره هفت سین از سفرههای نوروزی است که در ایران و برخی از نقاط افغانستان رایج است.سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ...
در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.
علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهند.
فرا رسیدن جشن نوروز باستانی بر شما ایرانیان مبارک باد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
همانا نماز گزار درگاه الهی را می کوبد وهرکه پیوسته دری را بکوبد عاقبت به روی او باز شود. (نهج الفصاحه)
ميلاد باسعادت بهانه ي هستي، فخر عالم امكان ، حضرت محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته ي وحدت بر تمامي مسلمين تبريك و تهنيت باد.
سلام بر آل یاسین
سلام بر فریاد خدا، و پرورنده ی آیات خدا.
سلام بر تو ای میعاد مسلم! ای پرچم افراشته و ای دانش انباشته!ای مظهر رحمت بیکران، و ای فریادرس درماندگان! سلام بر تو در همه ی شبها و روزها......... در آن هنگام که نماز می گزاری، یا دعا می خوانی، یا رکوع و سجود می کنی!
سلام بر وصی اوصیا و گزیده ی اولیا. سلام بر نور بی پایان الهی و حجت نا پنهان خدایی. سلام بر زنده کننده ی مؤمنان و نابود سازنده ی کافران.
سلام بر مهدی امتها و یکی کننده ی ملتها.
سلام بر قائم منتظر و عدل همه جا گستر.
سلام بر شمشیر بران و ماه تابان.
سلام بر بهار زندگی و روح سرور و پایندگی.
سلام بر مهدی که خدا آمدن او را به امتها نوید داده است، تا به دست او همه را تابع یک دین سازد، و طرح اتفاق در همه ی جهان در اندازد.
نهم ربيع الاول آغاز ولايت و امامت منجي عالم بشريت ، امام زمان (عج) بر تمامي مسلمين مبارك باد.
امام حسن عسکري (ع) به شيعيان فرمودند:
شما را سفارش مي کنم به:
رعايت تقواي الهي، پيشه کردن پارسايي در دين خود،کوشش بسيار براي خدا، راستگويي،امانت پردازي به کسي که چيزي به شما سپرده خواه نيکوکار باشد و خواه بدکار، انجام سجده هاي طولاني وخوش همسايگي که محمد (ص) بدين روش آمده؛
باز هم سفارش مي کنم به اينکه:
در ميان قبيله و عشيره هايشان نماز گزاريد،در تشييع جنازه هايشان حضور يابيد، از بيمارانشان عيادت نماييد وحقوقشان را بپردازيد؛
زيرا هريک از شما که در دينش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقي نمايد ، در اين صورت گويند: اين يک شيعه است!
من از شنيدن آن جمله شادمان مي شوم.
از خدا پروا نماييد و زينت( ومايه سرافرازي ما) باشيد نه مايه زشتي( و سرافکندگي)، همه دوستي را به سوي ما بکشانيد و هر زشتي را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبي که در حق ما گفته آيد ما شايستگي آن را داريم و هر بدي که درباره ما بر زبان آيد ما چنان نيستيم.
ما را در کتاب خدا حقي است و با رسول خدا (ص) خويشاوندي است و خداوند ما را پاک شمرده و هيچ کس غير از ما نمي تواند ادعاي چنين مقامي را نمايد مگر اينکه دروغ پرداز باشد.
بسيار ياد خدا و ياد مرگ نماييد وبسيار به تلاوت قرآن بپردازيد و صلوات بر پيامبر (ص) فرستيد؛زيرا صلوات بر رسول خدا (ص) ده حسنه دارد.
آنچه را به شما سفارش کردم در حفظ آن بکوشيد،شما را به خدا مي سپارم و به شما درود مي گويم.
تحف العقول عن آل الرسول
شهادت اين امام بزرگوار بر شيعيان تسليت باد.
امام رضا عليه السلام در سال 148 هجري در مدينه متولد شد و درآخر ماه صفر سال 203 هجري توسط مأمون عباسي به شهادت رسيد.
امام رضا عليه السلام فرمودند:
"عقل شخص مسلمـان تمـام نيست مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10ـ احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است. "
شهادت اين امام معصوم برمسلمانان تسليت باد.






