تبليغاتX
کانون فرهنگی - تربیتی شهدای گز
  

باسمه تعالی

توجه                                                                      توجه

کانون شهدای گز برگزار می کند

با کمال مسرت به اطلاع خانواده ها و دانش آموزان عزیز می رساند

جلسات مشاوره با حضور

 

مشاور متخصص و مجرب

 

روزهای یکشنبه از ساعت 10 صبح الی 12 دایر می باشد.

از علاقه مندان دعوت می شود جهت مشاوره در زمینه های خانوادگی ، تربیتی، شغلی، تحصیلی، اعتیاد و... با کانون تماس حاصل فرمایند.

 

تلفن تماس: 5722137

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در پنجشنبه 16 مهر1388 و ساعت 6:0 بعد از ظهر |
 

             بسمه تعالی               

 

کانون شهدای گزدر نظر دارد   :                                                                    به مناسبت فرا رسیدن  روز جهانی کودک

مسابقه ی نقاشی  : باموضوع نقش کودکان در اصلاح

الگوی مصرف ویژه ی مقاطع ابتدایی شهر گز برگزار نماید

لذا از مد یران محترم مدارس خواهشمند یم جهت اطلاع رسانی

وجمع اوری آثار دانش اموزان اقدامات لازم را مبذول بفرمایند .

 

قابل ذکر است که به آثار برگزیده جوایز نفیسی اهدا خواهد گردید.

مهلت ارسال آثار :     سه شنبه 14/7/88

 مکان ارسال      :        کانون شهدای گز

 

                                                            مد یریت کانون شهدای گز                

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در سه شنبه 7 مهر1388 و ساعت 8:49 قبل از ظهر |

 

کانون شهدای گز برگزار می کند


ااردوی زیارتی- سیاحتی قم و جمکران


تاریخ برگزاری : روز پنج شنبه 28/3/88 الی 29/3/88

مبلغ ثبت نام:000/4 تومان

تلفن تماس: 5722137

دانش آموزان عزیز می توانند جهت ثبت نام به کانون شهدای گز مراجعه نمایند.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 18 خرداد1388 و ساعت 8:8 بعد از ظهر |
                                                            

توجه                                                                            توجه

            


کانون فرهنگی شهدای گز اقدام به برگزاری اردوی زیارتی-  سیاحتی مشهد مقدس ویژه ی دانش آموزان مقطع دبیرستان نموده است.

زمان: مرداد ماه  1388                 به مدت یک هفته و 4 شب اقامت


وسیله ی سفر: قطار رفت و برگشت        محل اقامت: هتل (سوئیت)

******

صبحانه

ناهار

شام

روز اول

پنیر و خیار-کره و مربا

چلو کباب،سالاد،نوشابه

خوراک مرغ،نوشابه

روز دوم

کره و عسل-تخم مرغ

خورش سبزی،ماست،نوشابه

کباب،نوشابه

روز سوم

پنیر-حلوا ارده

چلو مرغ،سالاد،نوشابه

کتلت،خیارشور،نوشابه

روزچهارم

خامه-پنیر و خیار

چلوکباب،سالاد،نوشابه

خورش قیمه،ماست،نوشابه

میان وعده:

بستنی ومیوه

 

هزینه ی ثبت نام:  000/85 تومان

مهلت ثبت نام:  پایان خرداد ماه

v      پس از مهلت تعیین شده به هیچ عنوان ثبت نام به عمل نخواهد آمد.


v      در هنگام ثبت نام حضور یکی از والدین الزامی است.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت 7:11 بعد از ظهر |

 

 


 

 

 

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریور

 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله ی زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) وعمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب رأى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد .

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد.

امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .

لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.

نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت.بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .

با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  می آمد .امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد.

بازگشت امام خمینى به ایران پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .

رحلت امام خمینی

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید .

 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.

هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

 

ارتحال ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) بر ایرانیا ن و دوستداران او تسلیت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 13 خرداد1388 و ساعت 4:24 بعد از ظهر |

دانش آموزان عزیز با انجام توصیه های زیر می توانید در امتحانات پایان سال موفق تر باشید و نمرات بهتری کسب نمایید:

الف: نکاتی که باید در منزل رعایت نمایید:

- به برنامه ی امتحانی و ساعات امتحانات توجه داشته باشید، برای این منظور برنامه ی امتحانی خود را در محل مناسبی از منزل نصب نمایید و از والدین خود بخواهید روز و ساعت امتحان را به شما یادآوری نمایند.

- اگر در درسی ضعیف هستید و نمی توانید مطالب آنرا به تنهایی یاد بگیرید، از والدین خود بخواهید از خواهر، برادر یا فرد دیگری تقاضا کنند که چند روز قبل از امتحان یا یک روز قبل از امتحان در آن درس به شما کمک کنند و نکات مهم و امتحانی آن درس را به شما بیاموزند تا مطمئن شوید که برای امتحان آماده شده اید.

- برای خواب و استراحت خود برنامه ریزی داشته باشید تا بتوانید تا پایان امتحانات انرژی لازم را داشته باشید و زود خسته و بی حوصله نشوید. مثلاً از خانواده ی خود بخواهید طوری برنامه ریزی کنند که شما ساعت 10 شب به رختخواب بروید و صبح ساعت 6 یا 7 بیدار شوید تا فرصت کافی برای دوره و جمع بندی مطالب درسی داشته باشید و هم ذهن شما برای امتحان آماده و شاداب باشد و برای مطالعه ی امتحان بعدی نیز حسته و بی حوصله نباشید.

- حتماً صبحانه ی خود را میل نمایید و از خانواده ی خود بخواهید در طول امتحانات به تغذیه ی شما توجه کافی داشته باشند و در حد توان خانواده غذاهای مقوی برای شما تهیه نمایند تا انرژی لازم را برای سه هفته امتحان داشته باشید و زود خسته و ناتوان نشوید و میل به امتحان را از دست ندهید.

- اگر شرایط منزل اجازه می دهد اتاقی برای درس خواندن خود در نظر بگیرید و به دور از سروصدا و شلوغی و تلویزیون، در آن اتاق مطالعه نمایید.

- طوری برنامه ریزی کنید که پیوسته درس نخوانید و زمانی را برای استراحت مانند تماشای تلویزیون و ... در نظر بگیرید تا در طول روز خسته نشوید.

- از خانواده ی خود بخواهید در طول امتحانات به مهمانی نروند و مهمان دعوت نکنند و محیط خانه را آرام و منظم نگه دارند، چون ممکن است فرصت مطالعه ی یک امتحان از شما گرفته شود.

- حداکثر تلاش خود را برای یادگیری هر درس به کار بگیرید و به امید هیچ کس در جلسه ی امتحان نباشید.

- کمتر تلویزیون تماشا کنید یا طوری برنامه ریزی کنید که ابتدا درس های خود را مطالعه کنید و سپس تلویزیون تماشا کنید.

ب: نکاتی که باید در مدرسه و در راه مدرسه رعایت نمایید:

- حتماً نیم ساعت قبل از امتحان در مدرسه باشید.

- از دعوا و کتک کاری و مشاجره در مدرسه و در راه مدرسه پرهیز کنید، زیرا باعث آشفتگی و ناآرامی شما می شود و در جلسه ی امتحان تمرکز خود را از دست خواهید داد و شاید نتوانید به سؤالات خوب پاسخ دهید.

- آرام و بدون نگرانی وارد جلسه ی امتحان شوید و سر جای خود بنشینید. از حرف زدن بیهوده و غیر ضروری خود داری کنید چون باعث خستگی ذهن شما می شود.

- وسایل مورد نیاز برای هر امتحان را همراه داشته باشید ( مانند  خودکار، مداد، پاک کن، پرگار، نقاله، خط کش و...) چون ممکن است دوستان شما مایل نباشند وسایلشان را در اختیار شما قرار دهند و همین موضوع باعث نگرانی و ناکامی و نمره ی بد در آن امتحان می شود.

ج: نکاتی که هنگام امتحان باید رعایت کنید:

- هنگام در یافت ورقه ی امتحانی پشت و روی آن و تعداد سؤالات را با دقت کنترل کنید و اگر اشکالی داشت قبل از نوشتن پاسخها از مسئولین جلسه ی امتحان بخواهید ورقه ی شما را عوض کنند.

- حتماً دقت نمایید نام و نام خانوادگی خود را پس از کنترل ورقه روی آن بنویسید.

-  از عجله و شتاب زدگی در پاسخ دادن به سؤالات خودداری کنید زیرا ممکن است بعضی از سؤالات را نبینید و پاسخ ندهید.

- اگر پاسخ چند سؤال را نمی دانید، زود جلسه ی امتحان را ترک نکنید و تا پایان وقتی که روی برگه ی امتحان در نظر گرفته شده در جلسه بمانید و روی سؤالات فکر کنید شاید پاسخی به ذهن شما بیاید.

- پاسخ سؤالات را حتماً با خودکار آبی بنویسید.

- برای امتحانات سخت و طولانی یک خوراکی مختصر مانند کیک یا بیسکویت همراه داشته باشید، زیرا فعالیت مغزی شما باعث خستگی و بی حوصلگی شما می شود و ممکن است تعدادی از سؤالات را پاسخ ندهید، اما مواد قندی مانند کیک یا بیسکویت باعث سرحالی و رفع خستگی شما می گردد.

- اگر مشکل یا ناراحتی دارید که مانع درس خواندن شما می شود از مدیر یا مسئولین مدرسه تقاضا کنید تا در صورت امکان به شما کمک کنند تا آن مشکل رفع شود.

-  همیشه و در همه حال به یاد خدا باشید و به او توکل کنید و چشم کمک و یاری به هیچ کس نداشته باشید، هنگام ورود به جلسه ی امتحان بر محمد(ص) و خاندان پاکش صلوات بفرستید و از آنان بخواهید تا به شما آرامش عطا نمایند و شما را یاری نمایند تا مطالبی را که خوانده اید به آسانی به یاد آورید و موفق شوید.

دعای تسهیل در امر مطالعه و تقویت حافظه:

اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم. اللهم افتح علینا ابواب رحمتک وانشر علینا خزائن علومک. برحمتک یا ارحم الراحمین.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 1 خرداد1388 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |

 

 

 

 

رحلت جانگداز مرجع عالیقدر آ یت اله محمد علی 

 

 بهجت بر عموم شیعان جها ن تسلیت با د0

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 7:57 بعد از ظهر |

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام

در اوراق تاریخ


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

منبع:

بوی بهشت سوخته

برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

اقتباس: علی لباف

از صفحه (60 تا 73)

لینک مطالب مرتبط:

- مباهله؛ جلوه‌ای از حضور حضرت زهرا(س) در عرصه سیاست

- مصحف حضرت فاطمه(س) فراتر از شناخته‌های بشری

- ماجراى فدك

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 4:34 بعد از ظهر |
 

بسمه تعالی

 

کانون شهدا ی گز بر گزار می کند :

                                                       

اردوی ویژه دانش آموزان مقطع راهنمایی

 

مکان : چشمه نطنز

 

زمان:  روز چهار شنبه   17 /2/88

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 7:58 قبل از ظهر |

                                                  باسمه تعالي

  براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.

 معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي 

عشقي است  الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت 

 بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که 

از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند.

  روز معلم 

 تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد. 

 انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده 

 است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي 

 رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. 

 دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و 

 مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن 

 فراهم نيايد. 

در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ... 

 مفهوم علم 

ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود. 

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه

  «  هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون»«آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر/ 9)

از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق ، رياضيات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه Knowledg در انگليسي وConnaissance   در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

 2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني 

 باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش 

 شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد  و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري  يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی  تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد  و  با شهادت، عبادت عملي و علمي ، حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است. 

 توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان 

 امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: « حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة  تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ». 

 لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد 

 مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: « معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد ؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد» . 

حقوق معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع) 

 حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:

« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ». 

 مقام معلم 

مي توان در سايه آموختن                           گنج عشق  جاودان اندوختن 

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم 

از پدر گر قالب تن يافتيم                            از معلم جان روشن   يافتيم 

اي معلم چون کنم توصيف تو                       چون خدا مشکل توان تعريف تو 

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما 

يک پدر بخشنده آب و گل است                      يک پدر روشنگر جان و دل است 

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين 

استاد حسين شهريار       

منابع: 

      1-   قران كريم 

      2-  فرهنگ موضوعي قران كريم/ بهاءالدين خرمشاهي، كامران فاني 

      3-   فرهنگ دهخدا/ ج 14 

    

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 7:32 قبل از ظهر |
 

فرارسیدن ولادت با سعادت اسوه صبر وایمان وعفاف زینب کبری(س)پیام آور عاشورا برتمامی مسلمانان

 

خصوصا زنان ودختران سرفراز وپرستاران صبور و دلسوز ایران اسلامی تبریک وتهنیت باد۰

 

 



 


پرستاران، خادمان بي‌منت و فرشتگان سپيدپوش جامعه هستند که لباس خدايي بر تن دارند، آنان حمايت و پشتيباني جامعه را مي‌جويند و خواهان ارج نهادن جامعه به جايگاه واقعي خويشند، همچنان که مقام معظم رهبري مي فرمايند: "طرف حساب پرستار فقط خداست.
ميلاد حضرت زينب کبري (س) و روز پرستار بر همه ي شما پرستاران مهربان، دلسوز و سخت کوش مبارک باد!


پنجم جمادي الاولي سال پنجم و ششم هجري روزولادت باسعادت بانوي قهرمان کربلا و پرچمدار نهضت حسيني عليه السلام ، حضرت زينب کبري سلام الله عليها مي باشد. اين روز را روز پرستار ناميده اند و علت آن است که حضرت زينب پرستاري امام زمانش ، حضرت سجاد عليه السلام  و ديگر بيماران و مصيبت زدگان اهل بيت را بر عهده داشت، و ضمن انجام رسالت مهم و تبليغ نهضت حسيني ، از پرستاري بيمار کربلا ، با تحمل آن همه سختيها و ناملايمات غافل نبود. اما از انصاف به دور است کسي که خانم زينب را صرفاً پرستار بيمار بداند، چرا که پرستاري از بيمار يکي از کوچکترين مسئوليت هاي حضرت بود. هر چند پرستاري ، وظيفه سنگين و ارزشمندي است و پرستار متعهد بايد باصبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات را براي انجام خدمتش داشته باشد و چنين کاري از عهده هر کس بر نمي آيد ولي با اين حال ، مقام زينب سلام الله عليها، آنقدر والا و عظيم است که بايد ايشان را پرستار نهضت و انقلاب حسيني بناميم. زيرا اين پرستاري ، به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستاري بيمار بود . زينب عليها السلام نقش حفاظت از قيام خونبار حسيني را بر عهده داشت که اگر چنين نبود ، خون امام حسين عليه السلام پايمال مي گشت. حضرت زينب عليها السلام در پسِ آن مصيبتها ، آنچنان بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر کفر ايستاد و خطابه خواند تا مردم را بيدار نمود و پس از آن حرکتهاي اسلامي ايجاد شد.


   


پرستاران، خادمان بي‌منت و فرشتگان سپيدپوش جامعه هستند که لباس خدايي بر تن دارند، آنان حمايت و پشتيباني جامعه را مي‌جويند و خواهان ارج نهادن جامعه به جايگاه واقعي خويشند، همچنان که مقام معظم رهبري مي فرمايند: "طرف حساب پرستار فقط خداست."


همزمان با روز ولادت شير زن واقعه کربلا که توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه‌ ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه‌ تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري کند، روز پرستار ناميده شده‌ است. در کشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، برغم کمبودها و مشکلات، خالصانه و بي‌ريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش کردند و غالبا به جاي اين که در آغوش گرم خانواده به ‌سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت کردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.


 


 پيدايش پرستاري


آنگاه که رنج و درد بر کالبد انسان حمله ور گشت و سلامت وي را پايان داد، پرستاري به وجود آمد؛‌ يعني از زمان پيدايش بشر،‌ اين حرفه مقدس بر عرصه گيتي نمايان شده است. در مسير تاريخ، پرستاري  همپاي پزشکي در خدمت انسان ها بوده است و به تدريج، اين دو در قالب علم پيشرفت نموده اند و در زمان هاي بحراني، مانند حوادث طبيعي و جنگ ها، خدمات شايان توجهي انجام داده اند.


 


 


پرستاري در اسلام

پرستاري از مجروحان و کمک به ناتوانان، در فطرت و نهاد هر انساني وجود دارد که حاکي از اهميت آن در زندگي اجتماعي است. سيره رهبران الهي نيز همواره بر اين بوده که در ميدان انجام کارهاي پسنديده، گوي سبقت را از همه انسان ها بربايند و انسان کامل عصر خويش و الگو براي آيندگان باشند تا بدين ترتيب، بزرگ ترين مشوق انسان ها در عمل به نيکي ها گردند. يکي از کارهاي نيک ،« پرستاري» از بيماران است و رهبران الهي نيز بدان همت مي گماردند.


 


    


 نُسَيبه، پرستار با ارزش


تاکيد اسلام بر بزرگداشت کار پرستاري و سفارش به انجام آن، باعث شده بود که بسياري از اصحاب رسول خدا اعم از زن و مرد، به اين کار اهتمام ورزند.«نسيبه» يکي از زنان صدراسلام است که با پيامبر (ص) بيعت نمود. وي بيشتر روزها روزه دار بود و از عبادت خداوند غفلت نمي ورزيد. اين زن شجاع و با شهامت،‌ در جنگ هاي احد،‌ حنين، ‌حديبه و يمامه شرکت داشت و همواره مشکي بر دوش مي کشيد و خورجيني نيز در برداشت و هر جا تشنه اي مي يافت و يا ناله مجروحي را مي شنيد، ‌بي درنگ بر بالينش حاضر مي شد. وظيفه او، ‌رساندن آب به سربازان و نيز مداواي زخميان بود.


 


 حضرت زينب (س) پرستار نهضت و انقلاب حسينى


حضرت زينب (س) در سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يکي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي که در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ کربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي کرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.


پرستار بزرگ صحراي کربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و کمک به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز که در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود.


حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يکى از کوچک‏ترين مسؤوليت ‏هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش ‏بنمايد و چنين کارى از عهده هر کس برنمى‏آيد ولى با اين حال ‏مقام زينب کبرى سلام الله عليها، آن‏قدر والا و عظيم است که او را پرستار نهضت و انقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بيمار بود. زينب نقش نگهدارى از قيام خون بار حسينى را بر عهده داشت که ‏قطعا اگر او اين بار را بر دوش نمى‏گرفت، خون سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه پايمال مى‏شد و بسيار دشوار بود که نهضت ابى عبد الله عليه السلام به مردم‏ اعلام و ابلاغ گردد و شايد بدون اسارت خاندان رسول الله وپيش‏تازى عقيله بنى هاشمى عليها السلام در رسوا نمودن هيئت‏ حاکم، و تبليغ او از انگيزه قيام برادرش، يزيديان به هدف پليد خود نائل مى‏آمدند و نام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را نه تنها از مناره‏ هاى مساجد بلکه از تاريخ، پاک و محو مي ‏کردند و اين بود نيت ‏شوم آنان.


حضرت زينب عليها السلام با مجاهدت و قيام شجاعانه خويش در برابر زورگويان و هم‏چنين فريب ‏خوردگان زمانش، آن چنان از قيام امام حسين عليه السلام دفاع کرد که ‏تا قيام رستاخيز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و اين نام جاودان و مقدس براى هميشه با عظمت ‏بايد برده شود.


عقيله بني هاشم عليها السلام در پس آن مصيبت ‏بزرگى که «تصغر عندها المصائب‏» آن چنان ‏بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه‏ ايستاد و سخنرانى کرد و خطابه خواند و مردم را بيدار کرد و حرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابين و ديگر حرکت‏هاى اسلامى آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار اين ‏حرکت عظيم زينبى، هويدا است و به برکت اين بانوى بزرگوار و قيام مبارکش، هم‏چنان بيرق‏هاى خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مى‏شود زيرا زينب کبرى سلام الله عليها بود که پيام ‏خونين حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 و ساعت 7:30 قبل از ظهر |

 

 

گاهنامه ی کیمیای مهر

کانون شهدای گز

شماره ی  10

 

          خبر آمد خبري در راه است                            سرخوش آن دل كه از آن آگاه است

          شايد اين جمعه بيايد، شايد                             پرده از چهره گشايد، شايد

          دست افشان، پاي كوبان مي‌روم                     بر در سلطان خوبان مي‌روم

          مي‌روم بار دگر مستم كند                              بي سر و بي پا و بي دستم كند

          مي روم كز خويشتن بيرون شوم                    در پي ليلا رخي مجنون شوم 

          هر كه نشناسد امام خويش را                         بُركه بسپارد زمام خويش را 

          ای همه ی لحن خوش آوايي‌ام                       در به در كوچه ی تنهایی‌ام

          ای دو سه تا كوچه زما دورتر!                         نغمة تو از همه پرشورتر!

          كاش كه اين فاصله را كم كنی!                       محنت اين قافله را كم كنی!

          كاش كه همسايه ی ما مي‌شدي!                     مايه ی آسايه ی ما می‌شدی!

          هركه به ديدار تو نايل شود                            يك شبه حلّال مسائل شود

          دوش مرا حال خوشی دست داد                    سينه ی ما را عطشی دست داد

          نام تو بردم لبم آتش گرفت                          شعله به دامان سياوش گرفت 

          نام تو آرامش جان من است                         نامه ی تو خط امان من است

          ای نگهت خاستگه آفتاب!                               در من ظلمت‌زده يك شب بتاب!

          پرده بر انداز زچشم ترم                               تا بتوانم به رخت بنگرم 

          اي نفست يار و مددكار ما!                            كي و كجا وعدة ديدار ما؟

          دل مستمندم ای جان، به لبت نياز دارد           به هوای ديدن تو هوس حجاز دارد

          به مكه آمدم ای عشق تا تو را بينم                 تويی كه نقطه ی عطفی به اوج آيينم

          ببوسم خاك پاك جمكران را                         تجلی‌خانه ی پيغمبران را

          خبر آمد خبري در راه است                          سرخوش آن دل كه از آن آگاه است

          شايد اين جمعه بيايد، شايد                           پرده از چهره گشايد، شايد

 

"مرحوم محمدرضا آغاسی"

 

 

 

 

گاهنامه ی «کیمیای مهر»

کانون شهدای گز

 

مدیر مسئول.......... خانم یزدانی

تهیه و تنظیم.......... خانم طهماسبی

 

 

 

فهرست

مناجات

1

سخن نخست

2

پیامک

3

سرگذشت یونس پیامبر

4

حکایت گنجشک

5

لبخند بزن

6

نامه های بچه ها به خدا

6

پیام بهداشتی

7

روان شناسی رنگها

8

آشپزی کدبانو

9

متولدین اردیبهشت ماه

10

 

 

 

 مناجات

الهی‌! تا به‌ تو آشنا شدم‌، از خلق‌ جدا شدم‌، در دو جهان‌ شیدا شدم‌، نهان‌ بودم‌ وپیدا شدم‌.
الهی‌! به‌ نام‌ تو زبان‌ها گویا شده‌، به‌ نام‌ تو جان‌ها شیدا شده‌، بیگانه‌ آشنا شده‌،زشت‌ها زیبا شده‌، کارها هویدا شده‌، راه‌ها پیدا شده‌. به‌ نام‌ تو چشم‌ مشتاقان‌ گریان‌،دل‌های‌ عارفان‌ سوزان‌، سرهای‌ واله‌ان‌ خروشان‌، تن‌های‌ عاشقان‌ بی‌جان‌.
الهی‌! روزگاری‌ تو را می‌جستم‌، خود را یافتم‌؛ اکنون‌ خود را می‌جویم‌، تو رامی‌یابم‌. ای‌ محب‌ّ را یاد و اُنس‌ را یادگار! چون‌ حاضری‌ این‌ جُستن‌ به‌ چه‌ کار؟
الهی‌! چون‌ با خود نگرم‌ و کردار خود بینم‌، گویم‌ از من‌ زارتر کیست‌؟ و چون‌ با تونگرم‌ و خود را در بندگی‌ تو بینم‌، گویم‌ از من‌ بزرگوارتر کیست‌؟
الهی‌! هرچند ما گنهکاریم‌، تو غفّاری‌؛ هرچند ما زشتکاریم‌، تو ستّاری‌؛ پادشاها گنج‌ِ فضل،‌ تو داری‌ و بی‌نظیر و بی‌یاری‌! سزاست‌ که‌ خطاهای‌ ما را درگذاری!          ( خواجه عبداله انصاري)

 

    سخن نخست

پينوكيو و پدر ژپتو را يادتان هست؟ هنوز خاطره دروغگويي اين عروسك چوبي كه وقتي دروغ مي‌گفت دماغش دراز مي‌شد ، همه كساني را كه اين كارتون زيبا را ديده‌اند، به خنده وا مي‌دارد.

دروغگويي به معني كتمان حقيقت و وارونه نشان دادن واقعيت و در واقع سخني است كه واقعيت خارجي ندارد. شخص دروغگو با دروغ گفتن، ضعف‌هاي خود را مي‌پوشاند، شنونده را گمراه مي‌كند و بدين‌وسيله توجه ديگران را به سوي خود جلب مي‌كند.

دروغگويي علل متفاوتي دارد. از جمله: حسادت ، ترس از شكست ، معروف شدن ، جلب توجه  

متأسفانه با وجود اینکه در دین مبین اسلام احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد و هشدارهای لازم به خانواده ها داده شده است، از جمله اینکه  : "دروغ کلید گناهان بزرگ است." این مسأله چندان از سوی جامعه و خانواده ها جدی گرفته نمی شود. آنقدر که تیپ ظاهر و دکوراسیون منزل و پول و ...برایمان مهم است، مسأله ی دروغگویی فرزندانمان برایمان مهم نیست. شاید بپرسید کودک چگونه دروغگو می شود:

- وقتی خودمان دروغ می گوییم.

- وقتی کودکان را مجبور به انجام کاری یا گفتن چیزی می کنیم.

- وقتی رفتارمان با گفتارمان متفاوت است.

- وقتی به وعده های خود عمل نمی کنیم.

- وقتی کودکان را تحت تنبیهات سخت قرار میدهیم.

- وقتی کودکان را با دیگران مقایسه می کنیم.

- وقتی کارهای خارج از حد توان کودک ویا کارهای فراوان به آنها واگذار می کنیم.

- وقتی در کارهای کودکان دخالت و سخت گیری بی مورد و بیش از اندازه انجام می دهیم.

- و بالاخره وقتی نیازهای کودکان را در نظر نمی گیریم .

 او مجبور می شود دروغ بگوید تا از شر مشکلات خلاص شود. و همین مسأله ی به ظاهر کم اهمیت در بزرگسالی مشکلات بزرگی را بر سر راه فرزندانمان قرار می دهد که قابل جبران نیست. و اکثر بزهکاریها و خلافهای اجتماعی ریشه در دروغگویی دارد.

امیدوارم بعد از خواندن این مطلب ، بیشتر در مورد این مسآله وعواقب آن بیندیشیم.

                                                                                                                                            شادکام و پیروز باشید.

‏         پيامک

  • هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود        هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم

                        و هنگامی تشنه ی آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا و دریا ...!         "دکتر شریعتی"

 

 

  • اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است

 

 

  • صداتو ميخوام نه براي لطافتش ، براي اينكه پشت وانت داد بزني نمكيه !!!

 

  • گر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.

 

  •  زندگی زیباست ، زشتی‌های آن تقصیر ماست          در مسیرش هرچه نازیباست ، آن تدبیر ماست!

زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد...

 

  • یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه ، نه این که هیزمش زیاد باشه .

تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...

 

  • اگر شبی از شبهای زمستانی، مسافری به امید گرمی نگاهت به تو پناه آورد تنهاش نذار. شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکی لبخندش محتاج بشی.

 

  • آدما از جنس برگند ،   گاهي سبزند ،    گاهي پائيزن و زردند ،    زمستون ديده نميشن ،

تابستون سايبون سبزند.       آدما خيلي قشنگند . حيف كه هر لحظه يه رنگند ...

 

  • صبح ها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم. ظهرها نميتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم بخوابم....چون گرسنمه !!

 

  •  گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری               پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری

             گفتی نمیخواهی ببارم عشق، اما                      شعر غریبی را که گفتم دوست داری...

طبیعت از خلأ بیزار است. وقتی در کله ای مغز نباشد، طبیعت آن را با خودپسندی و غرور پر می کند.

 

 

 

 


     سرگذشت يونس پیامبر(ع)

شهر نينوا در منطقه موصل، پايتخت دولت آشوريان به شمار مى‏رفت، فراوانى نعمت و ثروت بى حد و حصر، مردم آن سامان را به وسيله انجام كارهاى ناروا و گناهانشان به ورطه گمراهى كشاند. بدين‏سان هلاكت آنها حتمى بود، ولى خداوند رحمت خويش را شامل آنها گردانید و يونس(ع) را به سوى آنان فرستاد. وى آنها را به ايمان به خدا و توبه و بازگشت از گناهانشان دعوت مى‏فرمود، ولى آنان بر انجام كارهاى خود پافشارى كرده و دعوت وى را نمى‏پذيرفتند، از اين رو يونس(ع) آنها را تهديد كرد كه پس از مدتى بر آنان عذاب فرود خواهد آمد.يونس(ع) تصور كرد كه رسالت خويش را به پايان رسانده و تمام دستوراتى را كه خداوند بدو فرمان داده انجام داده است. لذا به سبب انجام كارهاى نارواى مردم و اصرار آنها بر كفر و الحاد، در حالتى از خشم و نگرانى از شهر آنان بيرون رفت. وى بدون اذن پروردگارش شهر را ترك كرد، به اين اعتقاد كه خداوند هرگز او را به انجام اين كار بازخواست نخواهد كرد. از اين رو، به راه خود ادامه داد تا به ساحل دريا رسيد. به كشتى مسافربری برخورد كه آماده حركت بود و سوار کشتی شد.كشتى حامل يونس حركت كرده و در سطح دريا به راه خود ادامه مى‏داد. خداوند با فرستادن بادى شديد دريا را دستخوش طوفان نمود و امواج شديدى پديد آمد كه هر لحظه كشتى را تهديد به غرق شدن مى‏كرد. كشتى‏بانان و مسافران سخت نگران شدند و گفتند: بى‏ترديد فردى گنهكار ميان ما وجود دارد، لذا ميان خود به مشورت پرداختند كه قرعه بكشند و هر كس را كه قرعه به نام او در آمد از كشتى بيرون اندازند تا از خطر طوفان مصون بمانند. وقتى قرعه كشيدند به نام يونس پيامبر درآمد و او را در دريا انداختند. خداوند ماهى بزرگى را مأمور ساخت و يونس را به كام خود فرو برد.

   سرنوشت قوم یونس (ع)

آن‏گاه كه يونس(ع) قوم خود را ترك كرد، آنان مطمئن شدند كه عذاب بر آنها فرود خواهد آمد و مقدمات آن پديدارشده بود. خداوند به دل‏هاى آنان الهام فرمود كه توبه و انابه كنند، لذا ازكرده خود پشيمان شدند و با پوشيدن لباس‏هاى خشن، به پيشگاه خداوند تضرع و زارى نمودند و مردان و زنان و كودكان به گريه در آمدند و هر كس به شخصى ستمى روا داشته بود، از او درگذشت و صحنه‏اى بسيار شگفت‏آور و هيجان‏انگيز به‏وجود آمد، لذا خداوند بزرگ با لطف و مهربانى خود عذاب را از آنها برطرف ساخت.

 

      نجات يونس (ع) و هدايت كردنِ قومش

زمانى كه ماهى، يونس را در كام خود فرو برد، خداوند به آن حيوان الهام فرمود كه به يونس آسيبى نرساند. يونس در شكم ماهى كه جاى گرفت، پنداشت از دنيا رفته است. لذا اعضاى بدنش را حركت داد و دانست كه زنده است. از اين رو به سجده افتاد و عرضه داشت: پروردگارا!  جايگاهى براى پرستش تو برگزيدم كه كسى در چنين جايى تو را ستايش نكرده است. سپس چند روز همچنان در شكم ماهى بسر برد و پيوسته به ذكر و ستايش پروردگار ‏پرداخت. پس از آن به عظمت الهى اعتراف كرد و اقرار نمود در كارى كه از او سر زده به‏خود ستم روا داشته است. خداوند دعايش را مستجاب كرد و توبه‏اش را پذيرفت و به‏ماهى الهام كرد تا يونس را در بيابانى بى آب و علف بيفكند.

يونس در حالتى از بيمارى و خستگى از شكم ماهى خارج شد، خداوند درختى با سايه گسترده از نوع كدو، بالاى سرش رويانيد تا به جهت گرماى آفتاب از سايه‏اش استفاده كند. يونس مدتى را همچنان با همان حالت سپرى كرد تا بهبودى خود را بازيافت و ترس و بيمش برطرف گرديد و دلش آرام گرفت. سپس خداوند به او دستور داد تا نزد قوم خویش كه جمعيّتى بيش از صد هزار نفر بودند و از آنها دست برداشته بود، بازگردد و آنها را به ايمان به خدا دعوت‏كند.  او نيز رسالتى را كه خدا به او فرمان داده بود انجام داد، به همين دليل مردم هدايت يافتند وخداوند اين هدايت يافتگان را در طول زندگى دنيا از سعادت و خوشبختى بهره‏مند ساخت.

براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران.

 

 

 

 

 

 

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ، سرپناه بی کسیم ، توفان تو آنرا ازمن گرفت. مگرکجای دنیای توراگرفته بود؟ خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو ازکمین مار پرگشودی!!!!

چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم ازتودور کردم وتو ندانسته به دشمنیم برخاستی.

     لبخند بزن

  • پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!!  - غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!

- پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!

  • به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی؟

     - می گه: من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم !!

  • یه روز غضنفر فيلسوف میشه. بعد مي گه: دايره زندگي مربعي است كه سه ضلع دارد عشق و زندگي !!!
  • به غضنفر ميگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چه كار ميكني؟

     - ميگه: خوب من هم بهش دست ميدم.

  • بچه: مامان اون آقا روببين كچله!!! مامان: هيس... ميفهمه بچه: مگه تا حالا نفهميده!!!
  • پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند

- اگه گفتي چرا ؟  آخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي!

 

 

 

  

نامه هاي بچه ها به خدا               

- خداجون این شعر برای توست: دوستت دارم زیرا به ما اون چه که برای زنده موندن نیاز داریم بخشیدی. اما می خوام به من بگی چرا منو اونجوری آفریدی که باید بمیرم.

- خدا جون فکر نمی کنم کس دیگه ای بتونه بهتر از تو خدایی کنه اینو فقط برای این گفتم که تو بدونی. اما این حرف رو فقط برای اونکه تو خدا هستی نگفتم.

- ای خدا آدم بدا به حضرت نوح می خندیدن. اونا می گفتن: «تو نادونی که داری رو زمین خشک کشتی می سازی.» اما اون باهوش بود چون تو رو دوست داشت. همون کاری که منم می خوام بکنم.

- خدا جون این کار خیلی سختیه که تو همیشه ستاره ها رو سر جای خودشون می چینی.

- ای خدا دوست دارم مثل حضرت نوح در کتاب مقدس نهصد سال عمر کنم.

- خدایا مجبور نیستی نگران من باشی من همیشه مواظب دو طرف خیابان هستم.

- خدا جون بیا بچه شو با هم عروسک بازی کنیم.

    پيام بهداشتي:            بهداشت مو

بهترین عامل در بهداشت و سلامت مو در درجه اول تغذیه سالم و جریان گردش خون در پوست سر می باشد. ماساژ و استفاده از مواد موثر روی پوست سر نه تنها رشد مو را تسریع می کند، بلکه از مو محافظت و نگهداری کرده و از ریزش غیر معمول مو می کاهد.
نکات مهم:
ریزش روزانه ۵۰-100 عدد مو طبیعی است و در فرد طبیعی این مو روزانه جایگزین می شود.
در مورد ریزش مو مانند دیگر بیماری ها پیشگیری بر درمان مقدم است.
عناصری از جمله گوگرد، آهن، سیلیس،کلسیم وید نقش مهمی در سلامت و جلوگیری از ریزش غیر معمول مو دارد. تغذیه اصلی مو از داخل به وسیله مویرگ های اطراف آن صورت می گیرد این عناصر به حد وفور در میوه جات و سبزیجات و سایر غذاها وجود دارد، لذا مصرف سبزیجات تازه، جگر، شیر، پیاز، ماهی، سبوس برنج (که سرشار از ویتامین های گروه B می باشد) می تواند مواد مورد نیاز موهای سرتان را تامین نماید.
مهم ترین عامل بهداشت مو همان نظافت مو و پوست سر است. هنگامی که مو شروع به چرک شدن می کند باید شسته و تمیز گردد. هوای آلوده و غبار، گذاشتن کلاه در فصل زمستان، فشارهای روحی، کم خوابی، مصرف زیاد الکل، مواد مخدر و حتی سیگار باعث بیمار شدن موهای شما می شود.
شانه و برس کردن موها به صورت روزانه به مدت چند دقیقه نه تنها موجب تسریع گردش خون زیر پوست سر می گردد، بلکه بسیاری از ذرات غبار و دیگر آلوده کننده ها را برطرف می کند.
هنگام مصرف شامپو آن را رقیق کنید و بعداً موها را شستشو دهید. در آخر ذکر این مسئله مهم است که مصرف مواد شیمیایی به عنوان رنگ مو و مواد فر کننده مو باعث آسیب غیر قابل جبران به موهای شما می شود.
 پک ضد شوره: - یک مشت سبوس گندم را در آب جوش خیسانده بعد از مدتی تحت فشار عصاره را بدست آورده و آن را روی پوست سر و داخل موها بمالید. بعد از نیم ساعت موها را بشویید. شوره از بین می رود این عمل را هفته ای دو مرتبه به مدت دو هفته انجام دهید.

- یک مشت نعناع خشک را در یک فنجان سرکه و ۲ فنجان آب جوش  مخلوط کنید و به مدت ۱۰ دقیقه در شعله ی ضعیف حرارت دهید. پس از سرد شدن از صافی عبور داده و پوست سر را با آن کاملاً ماساژ دهید. این محلول ضد شوره و ضد خارش پوست سر می باشد.

پک روغنی برای نرمی و براقی مو:

معمولاً روغن های گیاهی برای موی سر مفید می باشد هر چند وقت یکبار موها را با روغن زیتون، روغن بادام، روغن آوکادو، روغن گلرنگ یا آفتابگردان شانه کرده و از کلاه پلاستیکی استفاده کنید و بعد از نیم ساعت بشویید. روغن گیاهی مو را نرم، براق و شاداب می کند.

روان‌شناسی رنگ ها

- رنگ سفید: نماد معصومیت و پاکی است. می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد. معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است.

- رنگ قرمز: رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است. نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است. به وجود آورنده احساس شور و هیجان است. تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

- رنگ آبی:  رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است. احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است. می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد. می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

- رنگ سبز:  رنگ سردی است که نماد طبیعت است. نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.

- رنگ زرد:  رنگی گرم وشاد است. به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.   با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.

 -  رنگ قهوه‌ای : رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است. همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد. رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد. معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

-  رنگ نارنجی : ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود. احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد. معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

     آشپزی کدبانو

 

نكاتي كه در هنگام پخت مربا بايد مورد توجه قرار گيرد

1 - ميوه هايي كه براي مربا در نظر مي گيريد ، سالم و بدون لك بوده و  زياد رسيده نباشند .

2 - در صورتي كه شكر تميز نبوده و رنگ آن زرد است ، مي توانيد براي هر يك كيلو شكر، يك عدد سفيده تخم مرغ را با چنگال خوب به هم بزنيد و آن را به شربت در حال جوش اضافه كرده ، از صافي ظريف رد كنيد تا رنگ آن سفيد و شفاف شود .

3 - شربت مربا را آن قدر بجوشانيد تا قوام بيايد ، يعني اگر مقداري از مربا را در نعلبكي بريزيد و با يك قاشق وسط آن خطي بكشيد ،  دو قسمت كاملاً جدا به وجود بيايد .

4 - هميشه براي يك كيلو ميوه ي ترش ، يك كيلو شكر و براي يك كيلو ميوه ي شيرين ، 750 گرم شكر در نظر بگيريد .

5 - هيچ وقت مرباي گرم را در شيشه نريزيد . صبر كنيد تا خنك شود .

6 - براي جلوگيري از شكرك زدن مرباي ميوه هاي شيرين از آبليمو استفاده كنيد . علت شكرك زدن مربا، جوشيدن بيش از حد آن است. در اين شرايط بهتر است يك تا دو فنجان آب جوش به آن اضافه كرده، بگذاريد 4-3 جوش بزند. سپس كمي آبليمو به آن اضافه كنيد تا شكرك مربا برطرف شود .

7 - ممكن است مربا بعد از مدتي كپك بزند. در اين شرايط شربت مربا به اندازه كافي ، قوام نيامده است. براي برطرف كردن اين مشكل بايد مقداري شكر به مربا اضافه كرده، بگذاريد كمي بجوشد . فراموش نكنيد در صورتي مي توانيد اين كار را انجام دهيد كه مقدار كپك آن كم باشد و ترش نشده باشد.

8 -  هميشه، آبليمو را 15-10 دقيقه قبل از برداشتن ظرف مربا از روي حرارت به آن اضافه كنيد .

9 - ظرفي را كه براي پخت مربا استفاده مي كنيد ، بايد لعابي باشد ، به جز مرباي به كه بهتر است درظرف مسي پخته شود. 

10- موقع پخت مربا در قابلمه را باز بگذاريد تا رنگ آن تغيير نكند ، به جز مرباي به كه بايد حتماً در ظرف را بگذاريد تا رنگ آن سرخ ارغواني شود .

فرزندان اردیبهشت تولدتان مبارک

زن متولد اردیبهشت

او دارای افکار قوی و بلندی است. قابل اعتماد و مسئولیت پذیر است. اگر می خواهید ظریف ترین زن دنیا را ببینید، باید با متولد اردیبهشت روبرو شوید. روحش بلند مرتبه است و کرامت نفس دارد. عواطف مادری او قوی است. به حیوانات و گیاهان علاقه دارد. شاید به همین دلیل اعصاب تحریک پذیری دارد. علاقه مند به کارهای هنری است. به همین دلیل مطالعه و کارهای هنری به روحش آرامش می دهد. او دارای حس ششم خوبی است و رفتار آمیخته به سیاست او ناشی از همین حس است. کمی مغرور و متکی به نفس است. و در مورد ظاهر خود و نزدیکانش کمی سختگیر است. دوست صمیمی بچه هاست و با آنها رفتاری متعادل دارد.

 

 مرد متولد اردیبهشت

متولد این ماه دارای حسی لطیف و سرشار از محبت است. عاشق پیشه و خواهان همین حس و حال از طرف مقابل است. متولدین این ماه صدایی دلنشین دارند. اهل مطالعه و کارهای هنری و پایبند اصول خانواده می باشند. متولد این ماه از معاشرت با افراد بی ثمر پرهیز می کند. بسیار هدفمند و با برنامه است و قادر به انجام هر کاری است که اراده کند. در دشواریها با او مشورت کنید، راهنمای خوبی در رفع مشکلات است. به مسائل مادی علاقه ی زیادی دارد، اما بخشنده و سخاوتمند است و اصلاً خسیس نیست. برای بچه ها پدری دلسوز است و از هیچ خدمتی دریغ نمی کند و همسری مهربان است.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 4:24 بعد از ظهر |

 

کانون شهدای گز برگزارمی کند

 

اردوی نیاسرویژه ی مقطع متوسطه (هنرستان)

 

زمان : دوشنبه 7/2/88

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 و ساعت 4:51 بعد از ظهر |

 

 

     جلسه مدیران مقاطع متوسطه .راهنمایی .ابتدایی درسطح شهرگز

 

ویژه اوغات فراغت دانش اموزان

تاریخ برگزاری :2/2/88

مکان :کانون شهدای گز

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 4:37 بعد از ظهر |
 

کانون شهدای گز برگزار می کند

مجمع بحث و گفتگو

موضوع گفتگو: دختران جوان

تاریخ برگزاری مجمع: روز یکشنبه 30/1/1388

زمان برگزاری مجمع: ساعت 8 صبح

محل برگزاری مجمع:دبیرستان شهید عرفانی

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |
 

 

کانون شهدای گز برگزار می کند

 

مجمع بحث و گفتگو

 

موضوع گفتگو: دختران جوان

محل برگزاری مجمع:هنرستان انقلاب اسلامی

تاریخ برگزاری مجمع: روز شنبه 29/1/1388

زمان برگزاری مجمع: ساعت 11:30 صبح

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 4:44 بعد از ظهر |
 

توجه         توجه

 

کانون شهدای گز برگزار می کند:

اردوی سیاحتی – تفریحی نیاسر

تاریخ برگزاری : روز دوشنبه 31/1/88

دانش آموزان عزیزمی توانند جهت ثبت نام به کانون

شهدای گز مراجعه نمایند.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 4:38 بعد از ظهر |
 

توجه         توجه

کانون شهدای گز برگزار می کند:

اردوی سیاحتی – زیارتی قم و جمکران

تاریخ برگزاری : روز پنج شنبه 27/1/88 الی 28/1/88

دانش آموزان عزیز می توانند جهت ثبت نام به کانون شهدای گز مراجعه

نمایند.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 22 فروردین1388 و ساعت 4:26 بعد از ظهر |


بسم الله الرحمن الرحيم


دهم ربيع الثاني، رحلت پر دريغ کوثر کرامت و جاري مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسليت ميگوييم.


اي جا مانده از واپسين ديدار برادر! حرم نوراني و ضريح مشکل گشايت، هنوز بوي مدينه مي دهد. بوي شهر پيامبر را که آن را به اشتياق ديدن روي رضايت، ترک کردي و آواره بيابان ها گشتي. نهر جاري مناجات، هميشه از چشمه دل زائران تو جريان دارد؛ اما امشب ضريح مطهرت، رخت سياه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوي غروب نشانه مي روند ...


فضيلت زيارت آن حضرت:


راجع به زيارت فاطمه معصومه دخترموسي بن جعفر(ع) روايات بسياري وارد شده ازجمله:
1.امام رضا (ع) فرمود:هرکه معصومه را در قم زيارت کند مانند کسي است که مرا زيارت کرده است.
2.امام صادق (ع) فرمود:بهزودي بانويي از فرزندان من آنجا(قم) دفن مي شود که نامش فاطمه است ،هرکس اورازيارت کند بهشت براو واجب مي شود.
3.امام جواد(ع) فرمود:هرکس قبرعمه ام رادر قم زيارت کند ،بهشت از آن اوست.
4.امام صادق (ع) فرمود:بانويي از تبار من ،به نام فاطمه دختر موسي درآن شهر ديده از جهان فرو مي بندد که باشفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.


شهادت  حضرت معصومه (س) تسليت باد.وبلاگ نواي دل


ورود حضرت معصومه (س) به قم:


عصمت حق دخت شاه انس وجان          عفت يزدان وخاتون جهـــــــــان
دختر موسي بن جعفر فاطمــــــــه           حضرت معصومــه خاتون همـه
شدبرون از خانه وشهروديــــــــار          سـوي ارض اقـدس قـم بست بار 
بهرقـــــــــــم کرد طي راه دوررا             درعقـب بگذاشت کوه طـــوررا
حضرت معصومه چون بيمار شد            درشهرساوه تب برجسمش بارشد
ارض قــــــم را واقعا تعجيل کرد              بهررفتن سوي قــــم تعجيل کرد 
به به ازشهزادگان باوقــــــــــــار              به به از آن راه ومرکوب وسوار
اهل قـــــــــم راازصغيروازکبـير              گوئيا آمد دوصد عيد غديــــــــــر
 پيروبرنا سوي محمل تافتــــــند                 مقصدومقصودخودرايافتـــــــــند
گرد محمل از يمين واز يســــــار              جمله را جان برکف از بهرنثــار
زاهل قم همچون کنيزان وغــلام              برفلک شد نعره هاي الســــــــلام 
السلام اي دخت ختـم المرسليـن                 آمدي خوش آمدي صد آفـــــرين


ايام عزارداري شهادت حضرت فاطمه معصومه (س)


بر امام زمان (عج) و همه شيعيان و شما بازديدکنندگان


و دوستان وبلاگي تسليت  باد


باميد فرج يوسف فاطمه مهدي زهرا صلوات فراموش نشه


+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 17 فروردین1388 و ساعت 7:5 قبل از ظهر |

       بسمه تعالی

 

طلوع سبز یازدهمین خورشید آسما ن ولایت وامامت اما م حسن عسکری (ع) بر دوستداران خاندان

عصمت و   طهارت مبار ک باد .   

 

                          

     

  

 

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 15 فروردین1388 و ساعت 8:30 قبل از ظهر |

سال نو مبارک

ارزشها و ضد ارزشهاى

اعياد چهار نوع است

نظافت و خانه تكانى

غسل عيد

نماز عيد

نظافت و لباس تميز

ديد و باز ديد

هديه و عيدى

توجه به قرآن

دعا

روزه گرفتن

زيارت اهل قبور



ارزشها و ضد ارزشهاى

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.

با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.


اعياد چهار نوع است

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.


نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.


غسل عيد

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2]

و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. [3]


نماز عيد

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]


نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5]

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.


ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. [6]


هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. [7]

منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. [8]


توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.


دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]


روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. [11]


زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.

البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.

2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

پى نوشتها:

[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.

[1]. مفردات راغب.

[2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.)

[3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.

[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.

[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.

[6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80.

[7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228.

[8]. سى مقاله، ص 377.

[9]. همان؛ مفاتيح الجنان.

[10]. بحار، ج 56، ص 101.

[11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.
+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 5 فروردین1388 و ساعت 8:30 قبل از ظهر |

ویژه نامه عید نوروز

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند.

 جغرافیای جشن نوروز

کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند ایران • افغانستان • تاجیکستان • ترکمنستان • عراق • ترکیه • سوریه • لبنان • جمهوری آذربایجان • ازبکستان • قرقیزستان • قزاقستان • پاکستان

کشورهایی که جشنی مشابه نوروز دارند ارمنستان • مصر • چین • زنگبار

 خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند.  این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

آتش‌افروزی

برگزاری مراسم آتش‌افروزی در استانبول ،ترکیه رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد.پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.

 

سفره‌های نوروزی

سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران و برخی از نقاط افغانستان رایج است.سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ...

در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه‌ خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

 فرا رسیدن جشن نوروز باستانی بر شما ایرانیان مبارک باد.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 9:54 قبل از ظهر |

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

همانا نماز گزار درگاه الهی را می کوبد وهرکه پیوسته دری را بکوبد عاقبت به روی او باز شود. (نهج الفصاحه)

ميلاد باسعادت بهانه ي هستي،  فخر عالم امكان ،  حضرت محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته ي وحدت بر تمامي مسلمين تبريك و تهنيت باد.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 21 اسفند1387 و ساعت 3:21 قبل از ظهر |

سلام بر آل یاسین

 سلام بر فریاد خدا، و پرورنده ی آیات خدا.

سلام بر تو ای میعاد مسلم! ای پرچم افراشته و ای دانش انباشته!ای مظهر رحمت بیکران، و ای فریادرس درماندگان! سلام بر تو در همه ی شبها و روزها.........  در آن هنگام که نماز می گزاری، یا دعا می خوانی، یا رکوع و سجود می کنی!

سلام بر وصی اوصیا و گزیده ی اولیا. سلام بر نور بی پایان الهی و حجت نا پنهان خدایی. سلام بر زنده کننده ی مؤمنان و نابود سازنده ی کافران.

سلام بر مهدی امتها و یکی کننده ی ملتها.

سلام بر قائم منتظر و عدل همه جا گستر.

سلام بر شمشیر بران و ماه تابان.

سلام بر بهار زندگی و روح سرور و پایندگی.

سلام بر مهدی که خدا آمدن او را به امتها نوید داده است، تا به دست او همه را تابع یک دین سازد، و طرح اتفاق در همه ی جهان در اندازد.

نهم ربيع الاول آغاز ولايت و امامت منجي عالم بشريت ، امام زمان (عج) بر تمامي مسلمين مبارك باد.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 16 اسفند1387 و ساعت 3:14 قبل از ظهر |

امام حسن عسکري (ع) به شيعيان فرمودند:

شما را سفارش مي کنم به:

رعايت تقواي الهي، پيشه کردن پارسايي در دين خود،‏کوشش بسيار براي خدا، راستگويي،‏امانت پردازي به کسي که چيزي به شما سپرده خواه نيکوکار باشد و خواه بدکار، انجام سجده هاي طولاني وخوش همسايگي که محمد (ص) بدين روش آمده؛

باز هم سفارش مي کنم به اينکه:

در ميان قبيله و عشيره هايشان نماز گزاريد،‏در تشييع جنازه هايشان حضور يابيد، از بيمارانشان عيادت نماييد وحقوقشان را بپردازيد؛

زيرا هريک از شما که در دينش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقي نمايد ، در اين صورت گويند: اين يک شيعه است!

من از شنيدن آن جمله شادمان مي شوم.

از خدا پروا نماييد و زينت( ومايه سرافرازي ما) باشيد نه مايه زشتي( و سرافکندگي)، همه دوستي را به سوي ما بکشانيد و هر زشتي را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبي که در حق ما گفته آيد ما شايستگي آن را داريم و هر بدي که درباره ما بر زبان آيد ما چنان نيستيم.

ما را در کتاب خدا حقي است و با رسول خدا (ص) خويشاوندي است و خداوند ما را پاک شمرده و هيچ کس غير از ما نمي تواند ادعاي چنين مقامي را نمايد مگر اينکه دروغ پرداز باشد.

بسيار ياد خدا و ياد مرگ نماييد وبسيار به تلاوت قرآن بپردازيد و صلوات بر پيامبر (ص) فرستيد؛زيرا صلوات بر رسول خدا (ص) ده حسنه دارد.

آنچه را به شما سفارش کردم در حفظ آن بکوشيد،شما را به خدا مي سپارم و به شما درود مي گويم.

 

                                    تحف العقول عن آل الرسول

 

شهادت اين امام بزرگوار بر شيعيان تسليت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در پنجشنبه 15 اسفند1387 و ساعت 8:37 قبل از ظهر |

امام رضا عليه السلام در سال 148 هجري در مدينه متولد شد و درآخر ماه صفر سال 203 هجري توسط مأمون عباسي به شهادت رسيد.

امام رضا عليه السلام فرمودند:

"عقل شخص مسلمـان تمـام نيست مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:

1ـ از او اميد خير باشد.

2ـ از بدى او در امان باشند.

3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.

4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.

5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.

6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.

7ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.

8ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.

9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.

10ـ احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است. "

شهادت اين امام معصوم برمسلمانان تسليت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 10:56 قبل از ظهر |

امام حسن مجتبي عليه السلام در سال ۳ هجری در مدينه متولد شد و پس از پدر به امامت و خلافت مشغول شد. ولی پس از مدت کوتاهی برای جلوگیری از تفرقه به صلح با معاویه رضایت داد. سرانجام در28 صفر سال ۵۰ هجری با تحریک معاویه و بدست همسرش مسموم شده و به شهادت رسيد.

"روزی امام حسن علیه السلام با لباسی آراسته و خوشبو از خانه خارج شد. در میان راه یکی از گدایان یهودی امام را نگه داشت و گفت:«ای حسن! انصاف بده، مگر جدت، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم، نفرمود:«الدنیا سجن المومن و جنه الکافر.»(دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؟)

امام فرمود:آری.

 گفت: پس چرا الآن نسبت من و تو برعکس است. من با این حال گرسنگی و فقر، گویی در زندان به سرمی‌برم و تو با این رفاه و آراستگی، در بهشتی؟

 امام فرمود: ای یهودی، اگر هم اینک با چشم دلت به عالم آخرت بنگری و ببینی خداوند چه عذاب‌هایی را برای تو، و چه ثواب‌ها و نعمت‌هایی را برای من مهیا کرده‌است، یقین می‌کنی که تو اکنون نسبت به آن عذاب‌های اخروی در بهشت هستی و من نسبت به آن نعمت‌های اخروی در زندان به سر می‌برم."

شهادت اين امام بزرگوار بر مسلمين تسليت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 10:53 قبل از ظهر |

پيامبر اكرم (ص) فرمودند:

" خداوند فرشته ای دارد که هنگام نماز بانگ می زندآدمیزادگان برخیزید وآتشهایی را که بر خویشتن افروخته اید به نماز خاموش کنید." 

                                                                    (نهج الفصاحه)

رحلت جانسوز قطب عالم امكان ، خاتم پيامبران، حضرت محمد مصطفي (ص) بر تمامي مسلمين تسليت و تعزيت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 10:50 قبل از ظهر |

 

گاهنامه ی کیمیای مهر

کانون شهدای گز

شماره ی  9

 

خدايا، خداوندا!

از درگاهت مسئلت مي كنيم كه بر محمد (ص) درود فرستي و از تو مي خواهيم كه دل ما را از يقين مالامال سازي و سينه ي ما را از نور ايمان و فكر ما را از تصميم هاي خير و اراده ي ما را از نور دانايي و قدرت ما را از نور عمل صالح و زبان ما را از نور راستگويي و دين ما را از نور آگاهي و چشم ما را از نور تشخيص و بينايي و گوش ما را از نور حكمت و احساسات ما را از نور عشق و پيروي از محمد و آل محمد (ص).

خدايا، خداوندا!

 بر جانشين امام حسن عسگري (ع) درود فرست و عدالت را به دست او جهانگير كن و ياري و نصر خويش به دست او ارزاني دار و به دست او منافقان و جباران را در هر جاي جهان نابود ساز!  آباديها را به دست او ايمني بخش و مردمان را به وسيله ي او به راه راست بياور!

خدايا، خداوندا!

 بر او درود فرست و فرج او را نزديك ساز و وعده اي را كه به او داده اي به انجام رسان! او را از پرده ي غيب به در آر و با ظهور او گرفتاريها را برطرف فرما!

 

 

 

گاهنامه ی «کیمیای مهر»

کانون شهدای گز

 

مدیر مسئول.......... خانم یزدانی

    تهیه و تنظیم.......... خانم طهماسبی

فهرست

مناجات

1

سخن نخست

2

جشن نوروز

3

پيامك

4

نامه های بچه ها به خدا

5

لبخند بزن

5

عصري است غريب

6

روانشناسي رنگها

7

پیام بهداشتی

8

آشپزی کدبانو

9

متولدین اسفند ماه

10

 

 

 مناجات

الهی!  یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل هایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست. نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.   ( خواجه عبداله انصاري)

سخن نخست

          کمتر جامعه و ملتی را می توان یافت که در ارتباطات مردم، چیزی به نام «شوخی» وجود نداشته باشد. لازمه ی زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطات سالم و فرح بخش، مزاح است. البته گاهی هم مزاح، به کدورت و کینه می انجامد و نتیجه ی معکوس می دهد.

بر خلاف تصور یا القاء آنان که می کوشند چهره ای خشن و عبوس از اسلام ارایه دهند، در فرهنگ دینی مسأله ی خوشحالی و شاد کردن دیگران، جزء خصلتهای مثبت و پسندیده به شمار آمده است واز مزاح و شوخ طبعی به عنوان یک خصلت مؤمنانه یاد شده است.

از سوی دیگرانسانهااز نظر تحمل شوخی یکسان نیستند بعضیها ظرفیت لازم برای مزاح ندارند در نتیجه شوخی به جای دلشاد کردن، کینه می آورد و به جای غم زدایی، اندوه زا می شود.

 وقتی شوخی، از مرز اعتدال فراتر رود و به افراط کشیده شود، موجب تحقیر و اهانت می گردد و طرف شوخی بر می آشوبد و در دفاع از آبروی خود و حفظ موقعیتش به معارضه و برخورد می پردازد. اینجاست که شوخی تبدیل به کدورت و دشمنی می شود.

امام صادق(ع) فرموده اند: خداوند مزاح کننده و بذله گو در میان جمع را دوست می دارد، اگر به گناه کشیده نشود.

نشاندن گل لبخند به چهره ها به قیمت خرد کردن شخصیت یک انسان و ایجاد شادی در عده ای به بهای غمگین ساختن یک مسلمان، زیبنده و شایسته نیست.

اعتدال در هر امری پسندیده است، در مزاح و شوخی نیز همچنین، تا معاشرتها پاک و دوستیها با دوام و صمیمی باشد. پس عزیزان مراقب باشید شوخی هایتان از حد اعتدال خارج نشود.

 

دي رفت و باز نيايد، فردا را اعتماد نشايد

حال را غنيمت دان كه دير نپايد .

 

 

 

 


جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و 5 روز ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

از جمله آیین های این جشن  برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و هایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

    پيامک

 -  اگر کسي را دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب . چون هر دوشون زود گذرند . براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي .

 

- فرصت ها سخت به دست می آيند, و زود از دست میروند. پس سعی کن از آن گونه انسان هايی باشی که برای گفتن احساساتت از هيچ کس و هيچ چيز ترسی نداری. . . شايد آن که امروز هست فردا نباشد.

 

- هميشه دليل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او و هميشه قسمتی از غم کسی باش نه دليل غم او.

 

- برای داشتن چيزی که تا بحال نداشتم٬ بايد کسی بشم که تا حالا نبودم!

 

- يادمان باشد، اگر شاخه گلي را چيديم               وقت پرپر شدنش، سوز و نوايي نکنيم

  پر پروانه شکستن، هنر انسان نيست                 گر شکستيم ز غفلت، من و مايي نکنيم

  يادمان باشد، سر سجاده عشق                        جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

  يادمان باشد، اگر خاطرمان تنها شد                   طلب عشق، ز هر بي سر و پايي نکنيم

 

- به آسمون نگاه ميکنم تو رو مي بينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو مي بينم   ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو مي بينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو مي بينم ... بابا بيا برو اون طرف بگذار يه چيز بهتر ببينم.

 

- هرگز دلت به حالت خودت نسوزد . هر وقت اين احساس به تو دست داد، برای کسی که به اندازه ی تو خوشبخت نيست ، کاری انجام بده.

 

- در عالم دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده.

 

وقتي كه خواستي كاري انجام دهي تأمل كن، تا خدا راه آنرا به تو نشان دهد.

 

 

 

 


           نامه هاي بچه ها به خدا

- خدایا! تو این سختیها را به ما دادی که ما نیرومند شویم. درود بر تو. ما هم شما را دوست داریم.

- خدا یا! من از تو تشکر می کنم. برادرم از تو متشکره. چون برادرم شیر می خوره. من به جایش از تو تشکر می کنم.

- کنار باغچه ی خانه ی ما گل قشنگی سبز شده که من اسمش را گذاشتم خدا.

- خدا جون! ای گل من ، خانه ی تو کجاست؟ تا یک سبد سیب و یک دسته گل برات بیارم.

-  خدا جون! بمیرم برای تو، هیچکس توی خانه ی ما به فکر تو نیست.

- خدای عزیز! از اون وقتی که راجع به تو شنیدم دیگه تنهایی رو حس نمی کنم.

- خدا جون! اگه اجازه می دادی دایناسورا هنوز زنده باشن ما حالا کشوری نداشتیم. تو کار درستی انجام دادی.

 

لبخند بزن

 

- از طرف پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند؟

طرف ميگه : گاو بهتره.

 مي پرسند چرا ؟

ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست رو نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين و رد ميشه. 

- تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم.

- يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه: آقا جوراب ميخوام.                                                       فروشنده ميگه:مردونه ؟   يارو دست ميده ميگه: مردونه.

- به غضنفر میگن: از قفل فرمونت راضی هستی. میگه آره.  فقط سر پیچ اذیت می کنه!

- شيرفرهاد ميره تو صف نانوايي، شاطر نانوايی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن.     شير فرهادميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر بايستيد نون به ما هم برسه.

    عصري است غريب و                               

                                                                                                      آسمان دلگير است...

 

آهاي عمو نوروز.... نيا ...                      دلم واست تنگ نشده !...

آي عمو نوروز نيا...                             ديگه دوستت ندارم...

عمو نوروز خوشگله...                          ديگه خاطرت رو نمي خوام...

ديشب داداشي ميگفت...                    وقتي داشت گريه مي كرد...

                               گفت ديگه نمي خوام بهار بياد....

آي عمو نوروز مگه نمي گن تو ميتوني يه آرزو ازماببري پيش خدا ؟...

پس چرا...؟ چرادروغ گفتي عمو جون ... ؟                           

  چرا آرزوي منو نبردي پيش خدا ؟                      

   من نمي خوام دوباره نوروز بشه ! ...

بابايي يك ساله كه مريضه وتوي خونه است...

آي عمو... مگه بهم قول ندادي واسه ي مامان يه روسري نومي خري ؟

مگه به خدا نگفتي،بابام دلش مي خواد يه سقفي روداشته باشيم ؟

عمو نوروز نيا .. توروخدا نيا...                           

  من هنوزدارم لباسايِ پارسالي ام رو       مي پوشم.

لا اقل تا وقتي كه ماماني سرزانوي شلوارمو وصله نكرده نيا ...                     

  نيا ... خُب ... حالا نيا ...

 

 

 

 

ديگر به خدا نمي گويم مشكل بزرگي دارم ، به مشكلم مي گويم خداي بزرگي دارم.

"بچه هاي عزيز در ايام نوروز ، خانواده  هاي  نيازمند را فرا موش نكنيد."

 

 

 


                  پيام بهداشتي:              پيشگيري از كمردرد و درد پا

1- به جای بلند کردن اجسام سنگين، از راه های ديگری مانند هل دادن برای جابه جا کردن استفاده کنيد ( هل دادن بهتر از کشيدن است . )

2- هميشه هنگام حمل اجسام سنگين، آن را نزديک بدن نگه داريد.

3- اگر مجبوريد مدت طولانی روی صندلی بنشينيد بهتر است هر نيم ساعت به بهانه های مختلف از جا برخاسته و راه رفته يا به بدن خود حرکات کششی بدهيد.

4- به جای چرخاندن کمرتان حين کار، از چرخش صندلی استفاده کنيد.

5- هنگام ايستادن خود را به جلو خم نکنيد، گوش ها، شانه و لگن را بايد در يک امتداد و شکم را تو نگه داريد.

6- اگر مجبوريد مدت طولانی بايستيد، يکی از پاها را روی يک پله يا چهارپايه به ارتفاع 20 سانتی متر قرار دهيد تا فشار کمتری به کمر وارد شود و هر 10 دقيقه جای پاها را با هم عوض کنيد.

7- بهترين حالت خوابيدن، خوابيدن به پهلو در حالی است که زانوها کمی خم بوده و يک بالش کوچک بين دو زانو قرار گيرد. اگر به پشت می خوابيد لازم است يک بالش زير زانوان و يک بالش کوچک زير گودی کمر قرار دهيد.

8- اگر اضافه وزن داريد، بهتر است برای جلوگيری از کمر درد هم که شده وزنتان را کم کنيد.

9- کفش مناسب و راحت با پاشنه 3 سانتی متر يا کمتر به پا کنيد.

با پدر و مادر خود چنان رفتار كن كه از فرزندان خود توقع داري.

10- ورزش های سبک هوازی بطور منظم با بهبود عملکرد عضلات ميتواند موجب زياد شدن قدرت و تحمل کمرتان شود. پياده روی و شنا هم از ورزش های مناسب برای کمر درد است.

 

                               چند روش موثر در بازسازي حافظه:

١. موز بهترين دوست حافظه.

٢. مهرباني با خويشتن.

٣. قدم بزنيد.

٤. غذاي سس دار نخوريد.

٥. خواب به موقع.

٦. بيشتر به خودتان برسيد.

٧. چاي گياهي بنوشيد. 

٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد.

9. مشاهده نکردن تلویزیون.

10. حل کردن جدول.

11. خوردن ماهی.

12. آنچه را كه مي آموزيد بنویسید.

13. در مورد اطلاعاتی که در طول روز می گیرید، مناظری که می بینید، مسائلی که می شنوید و در کل در مورد همه چیز فکر کنید.

14. سعی کنید نفسهای عمیقی بخصوص در ابتدای صبح و انتهای شب بکشید.

15. چند کار را با هم انجام ندهید.

16. اطلاعات را تقسیم کنید: یکی از راههای دیگر برای تقویت کردن حافظه تان این است که اطلاعات را تقسیم بندی کرده و آن را به صورت جزء جزء در بیاورید. مسلما به خاطر سپردن اطلاعات کوچکتر ساده تر است.

17. عواملی مانند افسردگی، استرس،‌ نگرانی می‌تواند تاثیر منفی در حافظه داشته باشد. 

نابغه ها را می ستايند، به ثروتمندان غبطه می خورند، از قدرتمندان می ترسند، اما فقط به افراد با شخصيت است که می توان اعتماد کرد. (آلفرد آدلر)

 

 


      

 آشپزی کدبانو

نان شيرمال تركي

 

آرد                         5-6 فنجان

روغن                     دو سوم فنجان

 زرده تخم مرغ        2 عدد

شير                        يك فنجان

شكر                       دو سوم فنجان

مايع خمير              يك قاشق سوپخوري

نمك                      يك قاشق چايخوري                     آب ولرم           به مقدار كافي

كنجد                    يك سوم فنجان                            كره و شير         كمي

زنجبيل                در صورت تمايل يك قاشق چايخوري براي تزئين روي نان

طرز تهيه:

مايع خمير و يك قاشق مرباخوري از شكر را در شير گرم حل كرده و مي گذاريم تا كاملاً پف كند. آرد را در ظرف بزرگي ريخته، روغن، شكر، زرده تخم مرغ و در صورت تمايل زنجبيل را هم به افزوده و آب را به تدريج به آن اضافه كرده و مخلوط را خوب به هم مي زنيم، كه خمير به دست آمده نرم باشد. 5 يا 6 دقيقه خمير را خوب ورز داده و آن را به 4 يا 6 قسمت مساوي تقسيم و گلوله، گلوله مي كنيم. روي خمير را مي پوشانيم، تا جا بيفتد. سپس سيني فر را كمي چرب كرده و با وردنه هر يك از گلوله ها را به قطر يك و نيم سانتي متر پهن و به شكل بيضي در مي آوريم. آن را در سيني فر قرار داده و با قالب گرد روي خمير را نقش مي دهيم. كنجد و زرده تخم مرغ را با يك قاشق مرباخوري مخلوط كرده و روي خمير مي ماليم. سيني را در وسط فر با حرارت 350 درجه گذاشته، تا نان پخته و طلايي شود. سپس سيني را از فر خارج كرده، نان را بگذاريد كمي سرد شود، بعد روي آن كمي شيرمي پاشيم و كره مي ماليم، كه نان براق و نرم شود. نان ها را دو به دو از پشت به هم مي چسبانيم و در داخل نايلون مي گذاريم، تا خشك نشوند.   

اسفندي ها تولدتان مبارک

زن متولد اسفند

او شديداً نيازمند تكيه كردن بر مرد خويش است. در نظر او مرد سمبل قدرت و يك قهرمان است كه به راحتي مي تواند هر مشكلي را حل كند. او بهترين شنونده ي رازهاي شماست به شرطي كه در حفظ آن اسرار كوشا باشد و در شرايط سخت از آنها به نفع خود استفاده نكند. هماهنگي او به محيط و همسر قابل تحسين است. گاهي اوقات مشكلات آنچنان او را سر در گم مي كند كه به جاي واقع بيني، غصه مي خورد و اشك مي ريزد. او هم خجالتي و سر به زير است، هم زيرك و فريبنده و هم احساساتي و شكننده. اگر زخمي بر احساس او وارد آوريد، ساعتها به حال خود مي گريد. او مادري با گذشت و فداكار است كه حاضر است از تمام حقوق خود براي شادي بچه ها بگذرد. قلب متولد اسفند سرشار از احساسات پاك است كه اگر آنرا به خانواده و دوستان ببخشد، از زندگي احساس رضايت و آرامش خواهد كرد.

مرد متولد اسفند

داراي قدرت تفكر و تجزيه و تحليل بسيار است. بيشتر متولدين اين ماه رويا پردازان ماهري هستند و اگر بتوانند به يكي از اين روياها دست پيدا كنند شهرت و محبوبيت زيادي به دست خواهند آورد. وجود احساسات رومانتيك مي تواند او را به هنر مند قابلي تبديل كند. حساسيت و زودرنجي از خصوصيات منفي اوست. او هيچ تعصب خاصي ندارد و با همه هماهنگ مي شود و به همه كمك مي كند، البته بيشتر اين كمكها فكري است تا مالي. در گرفتاريها راهنماي خوبي است. او براي موفقيت احتياج به همسري دارد كه او را تشويق كند تا بتواند كمي به روياهاي خود جامه ي عمل بپوشاند. او مرموز و تودار است. پدري حساس و مهربان است و معمولاً بچه ها از نامهرباني مادر به او پناه مي برند. او مشكلات بچه ها را با گوش كردن به حرفهايشان حل مي كند و قول خريد اسباب بازيهاي عجيب و غريب مي دهد كه البته هرگز عملي نمي شود.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 4 اسفند1387 و ساعت 4:41 بعد از ظهر |
 

عشق یعنی writeازfileنبی

کشف رمزی از دل siteعلی

بستن یک صلح pasword اش حسن

خوردن جامی ز virus بدن

  System   نام حسین forپنتیوم

کربلا   cutگشته از عید خم

منبع نور است زین العابدین

ناله اش speakerخوش صوتست

این سایت yahooرهنمایش بااقر است

رمزe.mileاش ٰبدوراز کافر است

صادق الوعد .نرم افزار دین

دیسک scanکرده او hardازمین

موسی کاظم که صبرش بی حد است

ارتقاء سیستمی عالی شدست

Mousشیطان دور موسی الرضا

Enter مهرش به آهو دادجا

سایت عشق از ابتدا پر کار بر

هادی این siteدائم در خطر

ضد virusiبه نام عسگری

کرد بیمه مشترکان نبی

این همه,enterntو علم و فنون

وین همه رایانه وعلم و قرون

علم ناچیزی است از مهدی ما

زیبای عشق است گو مهدی بیا

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در پنجشنبه 1 اسفند1387 و ساعت 7:48 بعد از ظهر |

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

اربعين سالار شهيدان، حضرت امام حسين (ع) و ياران با وفايش بر تمامي مسلمانان تسليت و تعزيت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 27 بهمن1387 و ساعت 10:36 قبل از ظهر |

از واجب ترين حقوق برادرت اين است كه او را به خير و صلاحش متوجه كني وهيچ چيزي كه براي امر دنيا و آخرت او مفيد و نافع است از وي پنهان نداري.

ميلاد با سعادت باب الحوائج ، امام موسي كاظم (ع) تهنيت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 14 بهمن1387 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |

انقلاب ما انفجار نور بود.

سالروز بازگشت افتخار آفرين و تاريخي امام و مرشد ملت ايران، حضرت امام خميني (ره) و آغاز سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي تبريك و تهنيت باد.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت 2:52 بعد از ظهر |

از تنبلي و تنگ حوصلگي دوري كن. چون اين دو حالت سر آغاز هر بدي است.

ميلاد با سعادت امام محمد باقر (ع) تبريك و تهنيت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 5:50 بعد از ظهر |

شهادت مظلومانه ي امام زين العابدين (ع)  بر مسلمانان تسليت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در چهارشنبه 2 بهمن1387 و ساعت 5:49 بعد از ظهر |

اتفاقاتی که اين روزها در غزه در حال روی دادن است، علی‌رغم دردناکی و غم‌انگيز بودن آن، اين اميد را هم در دلها ايجاد کرده‌است که می‌توان در دنيای امروز هم تصاويری حقيقی از رخدادها ديد و در پی آن، منتظر پاداش و جزای دنيوی بود.... “

   اگر عاقبتی سخت برای اسرائيل را انتظار می‌کشيديم بايد ابتدا تصويرحقيقی آن‌را به دنيا می‌نمايانديم، امری که امروز اين رژيم با هزينه‌ای سنگين خود انجام آن‌را به عهده گرفته است.... “

ما نيز انزجار خود را از اين اعمال ننگين و وحشيانه رژيم صهيونيستي و همدردي خود را با مردم مظلوم و بي دفاع فلسطين اعلام مي داريم.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 29 دی1387 و ساعت 9:45 قبل از ظهر |

 باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صورخاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کز او

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه برزانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید و آسمان و زمین نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا حسین

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیز ترین حوادث، غرورزاترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرینترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان اینکه خنده ای بر لبان ما بنشاند در خویش نمی بیند. مگر نه با ولادت تو، عشق متولدشد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا، شهادت، قداست وخون آبرو گرفت. پس چرا ما خبر ولادت تو را هم که می شنویم بغض گلویمان را می فشرد.پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک پهنای صورتمان را فرا  می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است وغمی جانکاه بر دل. همان غمی که دل آدم را شکست و یادتواش گریاند. اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد.

وادی معاشقه اینجاست. همین جاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود وشخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگر چه اوج پرواز، والاترین انسان، حضیض شناخت تو را در نمی یابد. ما که ظرفیت در یا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای حیات و زندگیمان بخشیده است.

ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو درنگ کرده ای. ما بر خاکی سجده می کنیم که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.

ما همچنان که ساده ترین نیازمان، آب خوردنمان را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان،سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند. بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می  کنند. جوانانمان را به یادواره ی علی اکبر تو به میدان می فرستیم.

یا ابا عبدالله! با بی انت و امی یابن الزهراء! آتش عشقت را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!

ایام سوگواری آقا ابا عبدالله الحسین(ع) بر شیفتگان حضرتش تسلیت باد.
+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 8 دی1387 و ساعت 7:56 بعد از ظهر |
یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر « میترا» می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند.
«میزد» نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند.
و بازمانده این رسوم هنوز پابرجاست و به ویژه به وسیله خانواده های زرتشتی در ایران و هندوستان و سایر کشورهای جهان، تمام و کمال اجرا می گردد.
باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .
مراسم تولد میترا به عنوان شبی مقدس همراه با آیین مهر« میترائیسم»، از طریق مانویان و نوافلاطونیان مشرق زمین، به اروپا رفت و پس از بسط و گسترش آیین مسیحیت، بسیاری از آداب و رسوم « کیش مهر» جذب آن شد و میلاد مهر، که به عقیده مهرپرستان منجی بشریت در پایان دنیا خواهد بود، به مسیح منتسب گشت و شب یلدا تبدیل شد به شب نوئل که در روز 25 ماه دسامبر جشن گرفته می شود و چند شب با شب یلدای ما فاصله دارد.
« باید دانست که جشن میلاد مسیح( نوئل) که در 25 دسامبر نثبیت شده ، طبق تحقیق محققان در اصل جشن ظهور میترا( مهر) بوده است که عیسویان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.»
در ادبیات پارسی نیز برخی شاعران به رابطه تولد مسیح و یلدا توجه کرده اند ، از جمله، امیر معزی چنین سروده است:

ایزد دادار مهر و کین تو گویی

از شب قدر آفرید و از شب یلدا

سنایی نیز در باره ارتباط شب یلدا با تولد مسیح، چنین سروده است:

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی

که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

يلدا شب بيداريست، شب دراز مهربانى، شب مهرباوران و مهرياران، شب مهر گستران و مهركاران...
میوه اصلی شب یلدا گل آتش است، آتش جاودانه، آتش خاموشی ناپذیر عشق، آتش تابناک مهربانی، آتش امید، آتش شوق و اشتیاق، آتش شورانگیز وصلت، آتش شفق گونه شفقت، و همه میوه های برگزیده سفره یلدا نماد و نشانه آتش است.
یلدا مبارک
+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در جمعه 29 آذر1387 و ساعت 6:13 قبل از ظهر |
 

گفتم آخر، عشق را معنا کنیم          بلکه جای خویش را پیدا کنیم

آمدم دیدم که جای لاف نیست         عشق غیر از عین و شین و قاف نیست

آمدم گفتم به آوای جلی                 عین یعنی عدل مولایم علی

شین یعنی شور الله الصمد             قاف یعنی قل هو الله احد

ولایت پر خیر و برکت مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (ع) بر شیعیان جهان تهنیت باد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در سه شنبه 26 آذر1387 و ساعت 7:46 بعد از ظهر |

ولایت عشق

همه ما از واقعه تاریخی که در روز هجده ذی حجه سال دهم هجرت به وقوع پیوسته و مسلمانان همه ساله آنرا به عنوان بزرگترین عید خود، جشن میگیرند، مطلع هستیم. همه ما جمله "هرآنکه من مولای او هستم، علی مولای اوست" را بارها شنیده ایم و به آن ایمان داریم.

جشن عید غدیر در ایران
عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز مهمترین و با ارزش ترین عید در نزد مردم ایران است. شور و حال وصف ناپذیری که در این عید وجود دارد در اعیاد دیگر همچون فطر و قربان دیده نمی شود و دلیل آن همانطور که بیان شد به خاطر عشق و علاقه ای است که مردم ما به حضرت علی بن ابیطالب (ع) دارند.
رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می نمایند و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهداء هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان قدردانی می نمایند.
بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.
در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.
در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.
اما آنچه در زیر میخوانید شرح کوتاهی از واقعه ای است که حجت پیامبر را بر پیروانش تمام کرد و دین اسلام را به دینی پایدار و بی خدشه مبدل ساخت.

در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص)دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى داشت با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را 40 هزار، 70 هزار، 90 هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.
اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على (ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر (ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.
اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند.
اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.
بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند. غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند.

مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با روی هم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:

"ستايش مخصوص خداوند است. از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم ، خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست."
"من پيش از شما به حوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد،حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد."
مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟
فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست ، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نيكى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام، پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد."
سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست." اين جمله را سه بار تكرار كرد.
سپس گفت : "خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد .
اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند."
چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:
"امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد. یعنی اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم."
پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد" .

 

برگرفته از: مجله ی الکترونیکی فردا

تهیه کننده: انجمن کتاب و پژوهش – کانون شهدای گز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 25 آذر1387 و ساعت 10:0 قبل از ظهر |

توجه                                            توجه

جشن بزرگ غدیر

کانون شهدای گز اقدام به برگزاری جشنی به مناسبت ولایت مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (ع) نموده است.

این جشن همراه با دعوت از تعدادی از دانش آموزان آموزشگاه های راهنمایی و متوسطه گز و برگزاری

برنامه های شاد و متنوع ، همراه با پخت آش و پذیرایی از دانش آموزان خواهد بود.

  تاریخ برگزاری جشن: ۲۵/۹/۸۷                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        کانون
+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 8:57 بعد از ظهر |
توجه     توجه

به مناسبت فرا رسیدن شب یلدا، طولانی ترین شب سال کانون شهدای گز مسابقه ی مشاعره برگزار می کند.

دانش آموزان علاقه مند برای شرکت در این مسابقه می توانند روز شنبه 30/9/87 ساعت 9 صبح در

کانون شهدای گز حضور پیدا کرده و در این مسابقه شرکت کنند.

به برندگان جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.
+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 7:43 بعد از ظهر |
مژده  مژده

به مناسبت فرا رسیدن شب یلدا، طولانی ترین شب سال کانون شهدای گز مسابقه ی قصه نویسی برگزار می کند.

دانش آموزان عزیز!

 برای شرکت دراین مسابقه می توانید زیباترین قصه ای که از پدربزرگ یا مادر بزرگ یا بزرگترهای فامیل شنیده اید را بنویسید و تا تاریخ 30/9/87 به کانون شهدای گز تحویل دهید.

به زیباترین قصه ها جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 7:41 بعد از ظهر |
      

     

                  

نارضایتی پدر و مادر کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت

می کشاند.                      امام هادی (ع)

 

 میلاد امام هادی (ع)مبارک باد

 

انجمن قرآن و عترت

 

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 4:52 بعد از ظهر |
 

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.


عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

 

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

سالخورده مردي در پايان عمر، پس از يک قرن زندگي پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگي و جنگ و جهاد و تلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستاره پرستي و شکنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.

و اکنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل يک قرن شکنجه "مسئوليت روشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يک " بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايي اش، يک " بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي که ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را مي خورد، خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و از کنيز سارا – زني سياه پوست –  به او يک فرزند مي بخشد، آن هم يک پسر! اسماعيل، اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يک پسر، براي پدر، نبود، پايان يک عمر انتظار بود، پاداش يک قرن رنج، ثمره يک زندگي پرماجرا، تنها پسر جوان يک پدر پير، و نويدي عزيز، پس از نوميدي تلخ.

و اکنون، در برابر چشمان پدر – چشماني که در زير ابروان سپيدي که بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند – مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري که جانش به تن او بسته است، مي بالد و پدر، چون باغباني که در کوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميد را در عمق جانش حس مي کند.

در عمر دراز ابراهيم، که همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت " داشتن اسماعيل" مي گذرد، پسري که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشيده است، و هنگامي آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!

اسماعيل، اکنون نهالي برومند شده است، جواني جان ابراهيم، تنها ثمر زندگي ابراهيم، تمامي عشق و اميد و لذت پيوند ابراهيم!

در اين ايام ، ناگهان صدايي مي شنود :

"ابراهيم! به دو دست خويش، کارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بکُش"!

مگر مي توان با کلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف کرد؟

ابراهيم، بنده ي خاضع خدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب مي شود، و بت شکن عظيم تاريخ، درهم مي شکند، از تصور پيام، وحشت مي کند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اکبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اکنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.

دشواري "انتخاب"!

کدامين را انتخاب مي کني ابراهيم؟! خدا را يا خود را ؟ سود را يا ارزش را؟ پيوند را يا رهايي را؟ لذت را يا مسئوليت را؟ پدري را يا پيامبري را؟ بالاخره، "اسماعيلت" را يا " خدايت" را؟

انتخاب کن! ابراهيم.

در پايان يک قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يک عمر نبوتِ توحيد و امامتِ مردم و جهاد عليه شرک و بناي توحيد و شکستن بت و نابودي جهل و کوبيدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پيروز برآمدن و از همه مسئوليت ها موفق بيرون آمدن و هيچ جا، به خاطر خود درنگ نکردن و از راه، گامي، در پي خويش، کج نشدن و از هر انساني، خدايي تر شدن و امت توحيد را پي ريختن و امامتِ انسان را پيش بردن و همه جا و هميشه، خوب امتحان دادن ...

اي ابراهيم! قهرمان پيروز پرشکوه ترين نبرد تاريخ! اي روئين تن، پولادين روح، اي رسولِ اُلوالعَزْم، مپندار که در پايان يک قرن رسالت خدايي، به پايان رسيده اي! ميان انسان و خدا فاصله اي نيست، "خدا به آدمي از شاهرگ گردنش نزديک تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابديت است، لايتناهي است! چه پنداشته اي؟

اکنون ابراهيم است که در پايان راهِ دراز رسالت، بر سر يک "دو راهي" رسيده است: سراپاي وجودش فرياد مي کشد: اسماعيل! و حق فرمان مي دهد: ذبح! بايد انتخاب کند!

"اين پيام را من در خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."! ابليسي در دلش "مهر فرزند" را بر مي افروزد و در عقلش، " دليل منطقي" مي دهد.

اين بار اول، "جمره اولي"، رمي کن! از انجام فرمان خود داري مي کند و اسماعيلش را نگاه مي دارد،

 "ابراهيم، اسماعيلت را ذبح کن"!

اين بار، پيام صريح تر، قاطع تر! جنگ در درون ابراهيم غوغا مي کند. قهرمان بزرگ تاريخ بيچاره اي است دستخوش پريشاني، ترديد، ترس، ضعف،پرچمدار رسالت عظيم توحيد، در کشاش ميان خدا و ابليس، خرد شده است و درد، آتش در استخوانش افکنده است.

روز دوم است، سنگيني "مسئوليت"، بر جاذبه ي "ميل" ، بيشتر از روز پيش مي چربد. اسماعيل در خطر افتاده است و نگهداريش دشوارتر.

ابليس، هوشياري و منطق و مهارت بيشتري در فريب ابراهيم بايد بکار زند. از آن "ميوه ي ممنوع" که به خورد "آدم" داد!

ابليس در دلش "مهر فرزند" را بر مي افروزد و در عقلش "دليل منطقي" مي دهد.

"اما ... من اين پيام را در خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."؟

اين بار دوم، "جمره وسطي"، رمي کن!

از انجام فرمان خودداري مي کند و اسماعيل را نگه مي دارد.

"ابراهيم! اسماعيلت را ذبح کن"! صريح تر و قاطع تر.

ابراهيم چنان در تنگنا افتاده است که احساس مي کند ترديد در پيام، ديگر توجيه نيست، خيانت است، مرز "رشد" و "غي" چنان قاطعانه و صريح، در برابرش نمايان شده است که از قدرت و نبوغ ابليس نيز در مغلطه کاري، ديگر کاري ساخته نيست. ابراهيم مسئول است، آري، اين را ديگر خوب مي داند، اما اين مسئوليت تلخ تر و دشوارتر از آنست  که به تصور پدري آيد. آن هم سالخورده پدري، تنها، چون ابراهيم!

و آن هم ذبح تنها پسري، چون اسماعيل!

کاشکي ذبح ابراهيم مي بود، به دست اسماعيل،  چه آسان! چه لذت بخش! اما نه، اسماعيلِ جوان بايد بميرد و ابراهيمِ پير بايد بماند.، تنها، غمگين و داغدار...

ابراهيم، هر گاه که به پيام مي انديشد، جز به تسليم نمي انديشد، و ديگر اندکي ترديد ندارد، پيام پيام خداوند است و ابراهيم، در برابر او، تسليمِ محض!

اکنون، ابراهيم دل از داشتن اسماعيل برکنده است، پيام پيام حق است. اما در دل او، جاي لذت" داشتن اسماعيل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهيم تصميم گرفت، انتخاب کرد، پيداست که "انتخابِ" ابراهيم، کدام است؟ "آزادي مطلقِ بندگي خداوند"!

ذبح اسماعيل! آخرين بندي که او را به بندگي خود مي خواند!

ابتدا تصميم گرفت که داستانش را با پسر در ميان گذارد، پسر را صدا زد، پسر پيش آمد، و پدر، در قامت والاي اين "قرباني خويش" مي نگريست!

اسماعيل، اين ذبيح عظيم! اکنون در منا، در خلوتگاهِ سنگي آن گوشه، گفتگوي پدري و پسري!

پدري برف پيري بر سر و رويش نشسته، ساليان دراز بيش از يک قرن، بر تن رنجورش گذشته، و پسري، نوشکفته و نازک!

آسمانِ شبه جزيره، چه مي گويم؟ آسمانِ جهان ، تاب ديدن اين منظره را ندارد. تاريخ، قادر نيست بشنود. هرگز، بر روي زمين چنين گفتگويي ميان دو تن، پدري و پسري، در خيال نيز نگذشته است. گفتگويي اين چنين صميمانه و اين چنين هولناک!

-"اسماعيل، من در خواب ديدم که تو را ذبح مي کنم..."!

اين کلمات را چنان شتابزده از دهان بيرون مي افکند که خود نشنود، نفهمد. زود پايان گيرد. و پايان گرفت و خاموش ماند، با چهره اي هولناک و نگاههاي هراساني که از ديدار اسماعيل وحشت داشتند!

اسماعيل دريافت، بر چهره ي رقت بار پدر دلش بسوخت، تسليتش داد:

-"پدر! در انجامِ فرمانِ حق ترديد مکن، تسليم باش، مرا نيز در اين کار تسليم خواهي يافت و خواهي ديد که – اِنْ شاءَالله – از – صابران خواهم بود"!

ابراهيم اکنون، قدرتي شگفت انگيز يافته بود. با اراده اي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد و جز آزادي مطلق نبود، با تصميمي قاطع، به قامت برخاست، آنچنان تافته و چالاک که ابليس را يکسره نوميد کرد، و اسماعيل – جوانمردِ توحيد – که جز آزادي مطلق نبود، و با اراده اي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد، در تسليم حق، چنان نرم و رام شده بود که گوي، يک " قرباني آرام و صبور" است!

پدر کارد را بر گرفت، به قدرت و خشمي وصف ناپذير، بر سنگ مي کشيد تا تيزش کند!

مهر پدري را، درباره عزيزترين دلبندش در زندگي، اين چنين نشان مي داد، و اين تنها محبتي بود که به فرزندش مي توانست کرد. با قدرتي که عشق به روح مي بخشد، ابتدا، خود را در درون کُشت، و رگ جانش را در خود گسست و خالي از خويش شد، و پر از عشقِ به خداوند.

زنده اي که تنها به خدا نفس مي کشد!

آنگاه، به نيروي خدا برخاست، قرباني جوان خويش را – که آرام و خاموش، ايستاده بود، به قربانگاه برد، بر روي خاک خواباند،  زير دست و پاي چالاکش را گرفت، گونه اش را بر سنگ نهاد، بر سرش چنگ زد، - دسته اي از مويش را به مشت گرفت، اندکي به قفا خم کرد، شاهرگش بيرون زد، خود را به خدا سپرد، کارد را بر حلقوم قربانيش نهاد، فشرد، با فشاري غيظ آميز، شتابي هول آور، پيرمرد تمام تلاشش اين است که هنوز بخود نيامده، چشم نگشوده، نديده، در يک لحظه  "همه او" تمام شود، رها شود، اما...

آخ! اين کارد!

اين کارد... نمي برد!

آزار مي دهد،

اين چه شکنجه ي بي رحمي است!

کارد را به خشم بر سنگ مي کوبد!

همچون شير مجروحي مي غرد، به درد و خشم، برخود مي پيچد، مي ترسد، از پدر بودنِ خويش بيمناک مي شود، برق آسا بر مي جهد و کارد را چنگ مي زند و بر سر قرباني اش، که همچنان رام و خاموش، نمي جنبد دوباره هجوم مي آورد،

که ناگهان،

گوسفندي!

و پيامي که:

" اي ابراهيم! خداوند از ذبح اسماعيل درگذشته است، اين گوسفند را فرستاده است تا بجاي او ذبح کني، تو فرمان را انجام دادي"!

الله اکبر!

يعني که قرباني انسان براي خدا – که در گذشته، يک سنت رايج ديني بود و يک عبادت – ممنوع! در "ملت ابراهيم" ، قرباني گوسفند، بجاي قرباني انسان! و از اين معني دارتر، يعني که خداي ابراهيم، همچون خدايان ديگر، تشنه خون نيست. اين بندگان خداي اند که گرسنه اند، گرسنه گوشت! و از اين معني دارتر، خدا، از آغاز، نمي خواست که اسماعيل ذبح شود، مي خواست که ابراهيم ذبح کننده اسماعيل شود، و شد، چه دلير! ديگر، قتل اسماعيل بيهوده است، و خدا، از آغاز مي خواست که اسماعيل، ذبيح خدا شود، و شد، چه صبور! ديگر، قتل اسماعيل، بيهوده است! در اينجا، سخن از " نيازِ خدا" نيست، همه جا سخن از " نيازِ انسان" است، و اين چنين است " حکمتِ" خداوند حکيم و مهربان، "دوستدارِ انسان"، که ابراهيم را، تا قله بلند "قرباني کردن اسماعليش" بالا مي برد، بي آنکه اسماعيل را قرباني کند! و اسماعيل را به مقام بلند "ذبيح عظيم خداوند" ارتقاء مي دهد، بي آنکه بر وي گزندي رسد!

که داستان اين دين، داستان شکنجه و خود آزاري انسان و خون و عطش خدايان نيست داستان "کمال انسان" است، آزادي از بند غريزه است، رهايي از حصار تنگ خودخواهي است، و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجزه آساي اراده بشريست و نجات از هر بندي و پيوندي که تو را بنام يک «انسان مسئول در برابر حقيقت"، اسير مي کند و عاجز، و بالأخره، نيل به قله رفيع "شهادت"، اسماعيل وار، و بالاتر از "شهادت" - آنچه در قاموس بشر، هنوز نامي ندارد – ابراهيم وار! و پايان اين داستان؟ ذبح گوسفندي، و آنچه در اين عظيم ترين تراژدي انساني، خدا براي خود مي طلبيد؟ کشتن گوسفندي براي چند گرسنه اي!

موسم عيد است. روز شادى مسلمانان. روز قبولى در جشن بندگى خداوند. اى مسلمان حج گزار و اى كسى كه در شكوهمندترين آيين دينى از زخارف دنيا دور شدى و به او نزديكتر. ايام حج را نشانه اى از پاكيزگى ، رهايى، آزادگى، آگاهى و معنويت بدان. بدان كه زمين سراسر حجى است كه تو در آنى و بايد با سادگى، وقوف در جهان درون و بيرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنيوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است. سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در دوشنبه 18 آذر1387 و ساعت 4:31 بعد از ظهر |
معرفی امام محمد باقر (ع)

امام محمد باقر (ع)، جمعه‏ی نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. نام او «محمد» و کنیه اش «ابو جعفر»، و «باقر العلوم‏» یعنی‏ «شکافنده‏ی دانشها» لقب آن گرامی است.

نسب امام محمد باقر (ع) هم از جانب پدر و هم از جانب مادر ‏به پیامبر (ص) و حضرت علی و زهرا (ع) می‏رسد، زیرا پدر او امام زین العابدین(ع) فرزند امام حسین(ع)، و مادر او بانوی گرامی ‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبی (ع) است.پیامبر (ص) به «جابر بن عبد الله انصاری‏» فرمود: ای جابر! تو زنده می‏مانی و فرزندم‏«محمد‏» را که نامش در تورات ‏«باقر» است در می‏یابی، بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.

دانش امام محمد باقر (ع) نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه‏ی وحی بود.

«جابر بن عبد الله‏» نزد امام محمد باقر (ع) می‏آمد و از آنحضرت دانش فرا می‏گرفت و به آن گرامی مکرر عرض می‏کرد: ای شکافنده‏ی علوم! گواهی می‏دهم تو در کودکی از دانشی خدا داد برخورداری.

 

شخصیت علمی امام محمد باقر (ع) چنان خیره کننده بود که‏ «جابر بن یزید جعفی‏» به هنگام روایت از آن گرامی می‏گفت: «وصی اوصیاء و وارث علوم انبیاء محمد بن علی بن الحسین مرا چنین روایت کرد ... »امام محمد باقر (ع)، هفتم ذیحجه‏ی سال 114 هجری در پنجاه و هفت ‏سالگی در زمان ستمگر اموی ‏«هشام بن عبد الملک‏» مسموم و شهید شد. جسم مطهرش را در بقیع کنار آرامگاه امام مجتبی(ع) و امام سجاد (ع) به خاک سپردند، سلام خدا بر او باد.

.

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 4:41 بعد از ظهر |


 

 

 بعد از كودتاي 28 مرداد 1332، رژيم وابسته پهلوي كه توانسته بود با كمك اربابان آمريكايي بر اريكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پايه هاي حكومت خود را تثبيت كند، اما غافل از اينكه مقاومت مردم بطور كامل از بين نرفته و ايران در اولين فرصت خشم و انزجار خويش را نشان خواهد داد.

نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا در سال 1332، راهي ايران گرديد. در حقيقت او مي آمد تا نتيجه سرمايه گذاري بيست و يك ميليون دلاري را كه سازمان جاسوسي آمريكا، سيا، در راه كودتا و سرنگوني دولت مصدق هزينه كرده بود، از نزديك مشاهده كند. ملت در حال افسردگي و از نفاق و تفرقه اي كه استبداد توانسته بود در ميان او ايجاد كند، ناراحت بود.

رهبري نهضت مقاومت، قصد رساندن صداي اعتراض مردم را به گوش جهانيان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه مي خواست با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا، امتيازات مورد نظر خود را در محيط آرام بدست آورد، خنثي كند. اجراي اين برنامه به عهده كميته هماهنگي دانشگاه تهران واگذار شده بود.

تظاهرات دانشجويان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنيس رايت، كاردار جديد سفارت انگليس در ايران، از روز 14 آذر 1332، آ‎غاز گرديد. دانشجويان دانشكده هاي حقوق و علوم سياسي، علوم دندان پزشكي، فني، پزشكي، داروسازي در دانشكده هاي خود تظاهرات پرشوري عليه رژيم كودتا برپا كردند. رژيم پهلوي كه به خوبي از خشم ملت و خصوصاً دانشجويان نسبت به خود و اربابان آمريكا از پيش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشيده شد و مأموران انتظامي، در زد و خورد با دانشجويان، شماري را مجروح و گروهي را دستگير و زنداني كردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژيم پهلوي براي اولين بار وارد صحن دانشگاه شد تا فرياد مخالفان را در گلو خفه كند.

در يكي از كلاسهاي درس دانشكده فني، چند تن از دانشجويان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژيم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره مي گيرند و همين بهانه كافي بود تا وارد كلاس درس شوند و با ايجاد جو رعب و وحشت، محيط را براي بهره برداري و گرفتن زهر چشم دانشجويان آماده سازند. مأموران گارد با حمله به دانشجويان بي پناه سه تن از آنان را به شهادت مي رسانند.

حادثه 16 آذر 1332، بعنوان يك روز (مقاومت تاريخي) در تاريخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژيم و ساواك، دانشجويان دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي سراسر ايران مراسم و تظاهراتي به ياد شهيدان آن روز برپا مي كردند.

 

شهيد چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر مي گويد:

وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم، صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مي لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد به راي العين مي بينم........

نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به ايران مي آيد تا نتيجه بيست و يك ميليون دلار خرج كودتا را ببيند.

« خصوصيت بالقوه دانشجويان در اين است كه با تحرك گرايش، استنباط و فهم خود فضا را تغيير مي دهند.»

شرط اصلي در تضمين امروز و فرداي دانشجو ميزان برخورداري او از معنويات است. فارغ التحصيل دانشگاه ما بايد نسبت به كشور و ميهن خود وفادار و متعهد باشد. با رافت و عطوفت با انسان ها برخورد كند و تنها در انديشه پر كردن جيب خود نباشد و براي رسيدن به اين هدف، انس با خدا و چشيدن لذات ذكر و دعا و تضرع اجتناب ناپذير است و اين هديه بزرگ را تشكل ها و انجمن هاي اسلامي بايد به دانشجويان تقديم كنند.»

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |

باسمه تعالی

توجه                                                                                                       توجه

کانون شهدای گز برگزار می کند

مسابقه ی تلفنی به مناسبت عید سعید قربان

 

سؤال مسابقه:

تصور کنید در صحرای عرفات هستید

بهترین دعا و مناجات شما در آن زمان با خدا چیست؟

 

جهت شرکت در این مسابقه از تاریخ 16/9/87 تا 18/9/87 ساعت 8 صبح الی 5 بعد ازظهر با کانون تماس گرفته و جمله ی پیشنهادی خود را اعلام نمایید.

 

 ( به بهترین جمله ها جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.)

تلفن تماس: 5722137

 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت 4:56 بعد از ظهر |
ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع

گالري عکس گل ها

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

پيشنهاد به علي:

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه وآله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

افكار خفته بيدار مي شود:

اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.

علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

علي (ع) به خواستگاري مي رود:

اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت وتأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).

توافق:

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل وعيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!

عرض كرد : آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوشزبان بوده ايد.

فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش
برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).

خطبه عقد:

پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟

رسول خدا پاسخ داد: آري

پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.

مذاكره عروسي:

علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

عرض كرد: آري يا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.

سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زينت كنيد و خوشبويش نماييد و اطاقي را برايش فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).

التوقيع :

اللهم ارزقنی شفاعه الحسين يوم الورود

و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسين واصحاب الحسين





 

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت 11:35 قبل از ظهر |
 

 

گاهنامه ی کیمیای مهر

کانون شهدای گز

شماره ی 7

        مولای من!

ای فروغ هدایت، بتاب! و ای خورشید جانها برآی!

ای روشنگر هستی، بیفروز! وای راز بزرگ تجلی، چهره بنمای!

ای کعبه ی مقصود، نمایان شو! وای قبله ی موعود، عیان گرد!

ای مشعل علم، روشنی بخش! و ای مربی عقل، آگاهی ده!

ای حامل قرآن، بیا! و ای صاحب شمشیر، بخیز!

ای امید رهایی، بشتاب! و ای پناه همگان، فرا رس!

ای شفای دردها، بهبودی بخش! و ای نجات جانها، حیات آفرین!

ای کشتی نجات، به سوی ما آی! و ای ساحل رستگاری، پیدا شو!

بیا و مشتاقان مهجور را در یاب و شیفتگان بی تاب را آرام بخش!

ما کوله بار دل تاریک بر دوش نهاده، در این هامون بیکران راه می سپاریم و تو را و نشان سر منزل تو را می جوییم.

گاهنامه ی «کیمیای مهر»               کانون شهدای گز

مدیر مسئول.......... خانم یزدانی

    تهیه و تنظیم.......... خانم طهماسبی

فهرست

مناجات......................................... 1

سخن نخست.................................. 2

در گذر تاریخ................................ 3

ایستگاه خنده.................................. 4

 پیامک............................................ 4

خواص میوه ها................................ 5

 نامه های بچه ها به خدا.................... 5

تست روان شناسی........................... 6

 جالب و خواندنی............................. 7

  فانوس دریایی اسکندریه.................. 7

  پیام بهداشتی.................................... 8

   آشپزی کدبانو................................. 9

   متولدین آذر.................................. 10

مناجات

الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بینداخت.
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

الهی‌! ای‌ که‌ بخشندة‌ عطایی‌ و ای‌ حکیمی‌ که‌ پوشندة‌ خطایی‌ و ای‌ احدی‌ که‌ در ذات‌ و صفات‌ بی‌همتایی‌ و ای‌ خالقی‌ که‌ رهنمایی‌ و ای‌ قادری‌ که‌ خدایی‌ را   سزایی‌!... جان‌ ما را صفای‌ خود ده‌، دل‌ ما را هوای‌ خود ده‌، چشم‌ ما را ضیاء خود ده‌ و ما را آن‌ ده‌ که‌ آن‌ به‌! (خواجه عبدالله انصاری)

     سخن نخست

 با امید به اینکه از شماره ی قبلی گاهنامه بهره ی کافی را برده باشید، در این شماره نیز می خواهیم در ادامه ی مبحث قبلی در مورد دعا با شما صحبت کنیم.

یكی از مباحثی كه همیشه یك علامت سوال بزرگ در اذهان ایجاد می‌كند؛‌ مستجاب نشدن برخی از دعاها می‌باشد. در پاسخ باید گفت برای مستجاب شدن دعا، لوازم و شرایطی نیاز است كه اگر آنها فراهم نباشد؛ دعا مستجاب نمی‌شود .

پس لازم است كه قبل از دعا كردن شرایط و لوازم آن را شناسایی كرده و به آن عمل كنیم. یكی از شرایط مهم استجابت دعا، خوردن غذای حلال می‌باشد.

حال اگر كسی خمس و زكات مالش را پرداخت نكرده باشد و از آن مال برای گذران زندگیش استفاده كند؛ آیا باید انتظار داشته باشد كه دعایش مستجاب شود؟!

كسی كه برایش مهم نیست از چه راهی مال خود را به دست می‌آورد و به حلال و حرام بودنش توجه ندارد؛ آیا باید توقع مستجاب شدن دعایش را داشته باشد؟

كارمندی كه از ساعات كاریش می‌دزدد و مسئولیت‌هایش را انجام نمی‌دهد؛ آیا درآمدش حلال است؟  آیا چنین فردی باید منتظر به اجابت رسیدن دعایش باشد؟!

فردی كه گوشت و پوست بدنش از مال حرام، تشكیل شده؛ و هر مالی را از هر جایی كه به دست می‌آورد،‌ می‌خورد؛ آیا می‌تواند توقع داشته باشد كه خداوند دعایش را مستجاب كند؟!

در اینجاست كه خاضعانه به درگاه حضرت باریتعالی دست نیاز بلند می‌كنیم و می‌گوییم:

 

 

 

 

اللهم اجعل رزقاً حلالاً ، طیبباً ،‌ واسعاً .

خدایا رزقی حلال، ‌طیب و پاك، گسترده و بسیار، روزیمان بفرما .


          در گذر تاریخ

 

-ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه ی زهرا(س): نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه  مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه‏السلام ، پیشوای پارسایان با فاطمه   علیهاالسلام ، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر   این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛   هم‏چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار گردید. اول ذیحجه، روزی مبارک   برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی علیهاالسلام داده‏اند تا شادی خود را   با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند

- عید سعید قربان: روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.عید قربان عید پیروزی وظیفه و شکوفایی روح ایثار است. عید قربان عیدی است که همواره از آن به عنوان عید پیروزی وظیفه بر غریزه و اوج تجلی شکوفایی روح ایثار یاد می شود . 

- عید سعید غدیر: در سال دهم هجرت، به دستور الهى آخرین سفر پیامبر صلى الله علیه و آله به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه علیهم السلام آغاز شد.در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آنحضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت.
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
 روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه پیامبر امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد.

 

 

مثل نیلوفر باش،در میان گل و لای متولد می شود، ولی به آنها آلوده نمی شود.

(بودا)

 

 

 

 


          ایستگاه خنده

- ازدواج با منشی

خانمی در دادگاه رو به قاضی کرد و گفت: آقای قاضی من مطمئنم شوهرم می خواهد با منشی اش ازدواج کند.

قاضی پرسید: شما از کجا مطمئنید؟خانم جواب داد:آخه من هم قبلاً منشی اش بودم.

- خرید موبایل

مردی برای خرید موبایل ثبت نام کرد. به او گفتند: تا سه ماه دیگر موبایل را تحویل خواهیم داد.

مرد روی کمربندش نوشت: « به زودی در این مکان یک موبایل نصب خواهد شد.»

- شیرینی اخراج

مدیر مدرسه: ببینم مدرسه ی قبلی که بودی، ازت راضی بودند؟

دانش آموز: بله! چه جور! وقت اخراجم از مدرسه، بین معلمان و دانش آموزان شیرینی پخش کردند!

- قتل آغا محمد خان

معلم تاریخ از شاگرد پرسید:

بگو ببینم! آغا محمد  خان را چه کسی کشت؟

شاگرد گریه کنان جواب داد: آقا به خدا من نکشتم.

 

پیامک

- زندگی مثل پیانو است,دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها .اما زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه و سفید را با هم بفشاری.

- آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که میشوی هدیه توست به خداوند، پس بی نظیر باش.

- اتل متل جدایی، عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون، یه دل داره پر از خون. عشقم که رفت هندستون، خونم شده قبرستون یه عشقه دیگه بردار، یه دنیا غصه بردار، اسمشو بذار بچگی، تا آخر زندگی هاچین و واچین تموم شد، عمر منم حروم شد!

- دختران روستا به شهر فکر می کنند و دختران شهر در آرزوی روستا می میرند. مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ می اندیشند و مردان بزرگ در حسرت آرامش مردان کوچک می میرند. پروردگارا کدامین پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟

 

         خواص میوه ها

آلبالو

این میوه برای مبتلایان به روماتیسم،نقرص،دردمفاصل وتصلب شرائین مفیداست.آلبالو عطش والتهاب را کم می کند وبرای معده و کبد مفید است.

انجیر

دارای ویتامین های فراوان،مواد معدنی و مواد قندی است.خوردن انجیر قبل از غذا مجاری دستگاه گوارش را باز واشتها را تحریک می کند.افزایش دهنده ی عرق بوده وسموم و چربی را با عرق بدن دفع می کند.به علت داشتن گوگرد از ریزش مو جلوگیری می کند.انجیر برای از بین بردن بوی بد دهان مفید است. مالیدن شیرابه ی انجیر به میخچه،زگیل و خال گوشتی این آثار را از بین می برد.و گذاشتن    کمی شیرابه انجیر به محل حفره ی دندان کرم خورده درد آنرا ساکت می کند.

 

 

نامه های بچه ها به خدا

- خدا جون توی کلاسهای دینی به ما گفتند که تو چه کارهایی میکنی. اما وقتی به مرخصی میری کی این کارها رو میکنه؟

- خدا جون بابا بزرگم میگه وقتی یه  پسر کوچولو بوده تو مواظبش بودی. مگه تو چند سالته؟

- خدا جون آیا اولین آدمی که ساختی به خوبی ما بود؟

 - خدای خوشگلم اگر تو از ما دوری چطوری صدای ما رو می شنوی؟

- خدا جون چرا این چند وقت حیوان جدیدی نساختی؟ ما هنوز همون قدیمی ها رو داریم.

 - ای خدای مهربون می گن بابام پیش توست. اگه میشه بابام برگرده پیشم.

شکست فقط ثابت می کند که قصد ما برای موفقیت به اندازه  کافی استوار نبوده است.  (جان کریستین بووی) 

 

      میوه مورد علاقه تان كدام است؟
فرض كنید ظرفى پر از انواع میوه هاى مختلف جلوی شماست. میوه مورد علاقه تان را بردارید ولى دقت كنید! ممكن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود. در حقیقت این تست روانشناسى به سادگى نشان مى دهد كه شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.
سیب
اگر سیب میوه مورد علاقه شماست فردى افراطى هستید كه از روى انگیزه آنى و بدون فكر قبلى كارى را انجام مى دهید. رك گو هستید و از مسافرت لذت مى برید. مى توانید خیلى خوب رهبرى یك گروه را به عهده بگیرید و كارها را پیش ببرید. اشتیاق زیادى براى زندگى كردن دارید كه این انگیزه شما از نظر اطرافیانتان بی همتاست.
پرتقال
فردى صبور و پر طاقت هستید كه اراده تان بسیار قوى است. دوست دارید كارها را به آهستگى ولى بطور جدى انجام دهید. خجالتى هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید. شریك زندگى خود را با دقت و تمام احساس قلبى تان انتخاب مى نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگارى اجتناب مى كنید.
هلو
رفتار دوستانه اى دارید. رك گو و پر حرف هستید كه به جذابیت شما مى افزاید. رفتار ناشایست دیگران را خیلى سریع مى بخشید و فراموش مى كنید. براى رفاقت ارزش زیادى قائلید و رگه هایى از استقلال طلبى و بلند پروازى در شخصیت شما دیده مى شود كه باعث شده شخصى زرنگ و فعال جلوه كنید. كمال طلب،
احساساتى، صادق و با وفا هستید. به هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.
گلابى
اگر تمام توجه تان را به كارى معطوف كنید مى توانید آن را با موفقیت انجام دهید. گاهى در انجام كارهایتان بى ثبات و متغیر هستید و مایلید كه از نتایج سعى و تلاش خود خیلى سریع مطلع شوید. از شركت در بحث هاى خوب و مفید لذت مى برید. بیطاقت هستید و زود هیجان زده مى شوید. با توجه به اینكه به سرعت دوستى هاى خود را بر هم مى زنید نگهدارى رفقا براى شما چندان ساده به نظر نمى رسد.
گیلاس
اگر گیلاس میوه مورد علاقه شماست زندگى همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب هاى زندگى مواجه مى شوید. به جاى داشتن درآمد جزیى به شیوه اى براى دریافت مقدار زیادى پول فكر مى كنید. ذهن خلاقى دارید و به دنبال فعالیت هاى خلاقانه هستید. یك شریك زندگى صادق و باوفا محسوب مى شوید ولى ابراز احساسات برایتان كار ساده اى نیست. خانه شما در حكم پناهگاهتان است و از هیچ چیز به اندازه اینكه در كنار فامیل هاى نزدیك و افراد موردعلاقه تان باشید، لذت نمى برید.

 

 

          جالب و خواندنی

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون
این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله
انداختی؟ مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم . تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه
دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم .

 

 

فانوس دریایی اسکندریه ( یکی از عجایب هفتگانه ی جهان)

هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. برجی که بر فراز آن آتشی روشن می‌کردند تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمه فار به معنای چراغ دریایی برای نامیدن این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم (۳۰۷ - ۲۴۷ قبل از میلاد) به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد. آنچه تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند این برج در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد قدم به مصر گذاردند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج به ۱۶ متر می‌رسیده است. این برج روی پایه‌ای چهار گوش بنا شده بود که ۶۹ متر ارتفاع داشت. روی این پایه، برج با مقطعی هشت‌ضلعی و ۳۸ متر ارتفاع قرار داشت و برج ۹ متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود. این برج تا قرن ۱۲ راهنمای کشتی‌ها بود ولی در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اطراف اسکندریه روی داد از بین رفت و از خرابه‌های آن نیز چیزی باقی نمانده است.

          پیام بهداشتی

آکنه یا جوش غرور جوانی

یکی از شایعترین بیماریهای پوستی انسان  آکنه یا جوش غرور جوانی است. این بیماری در اکثر جوانان در سنین بلوغ پدید می آید و شدت آن در افراد مختلف متفاوت است.جوشهای غرور به صورت دانه های قرمز، جوشهای سر سیاه و توده های سفت زیر پوستی دیده می شود. شاید مهمترین عامل ایجاد کننده ی جوشهای غرور، تغییرات هورمونی زمان بلوغ باشد.

در مان آکنه

برای درمان آکنه باید یکسری اقدامات و توصیه های بهداشتی را اجرا نمود و نیز با مراجعه به پزشک و دریافت داروهای مناسب به مقابله با آن پرداخت. از جمله ی این توصیه ها:

1- جوشها را دستکاری نکنید و آنها را با فشار خالی نکنید. برای تخلیه ی آنها انگشتان خود را با الکل ضد عفونی کنید، ناخنها را کوتاه کنید، و با یک دستمال تمیز جوشها را به آهستگی فشار دهید تا تخلیه شوند.

2- پوست خود را به نرمی و به حالت دورانی ماساژ دهید. این کار را روزی دو بار و هر بار به مدت پنج دقیقه تکرار کنید.

3- آسودگی روانی داشته باشید و از فشارهای روحی و عصبی بپرهیزید و خواب مرتبی داشته باشید.

4- روزی دو بار صورت خود را بشویید و ماساژ دهید. برای شستشو از صابون اسیدی که پزشک توصیه می کند استفاده کنید.

5- هفته ای یک یا دو بار از ماسک سرکه ی سیب استفاده کنید.( مقداری سرکه ی سیب را در همان مقدار آب بریزید و با انگشت آنرا روی پوست صورت مالیده و ماساژ دهید.)

6- از مصرف غذاهای چرب، شیرینی زیاد، سس مایونز، خامه، شکلات، تنقلات، موز، تخم مرغ و نارگیل حتی المقدور بپرهیزید. ولی احتیاج به رژیمهای سخت نیست.

7- سعی کنید سبزیها و میوه هایی را که حاوی ویتامین آ  هستند زیاد مصرف کنید. مثل: هویج، اسفناج، شاهی و گوجه فرنگی. واز مصرف چای، قهوه و ادویه جات را محدود کنید.

8- از ورزش و پیاده روی غفلت نکنید. بسیاری از جوشهای پوستی پس از مدتی ورزش بکلی ناپدید می شوند.

9- پس از شستشوی صورت حوله را بطور خشن روی صورت نکشید بلکه آنرا با صورت خود تماس دهید و بردارید.

       

 

                 آشپزی کدبانو   ( سالاد ماکارونی )

                                                                

مواد لازم

       ماکارونی فرمی ...............200 گرم                            خیار شور........................ نصف لیوان

فلفل دلمه ای........................1 عدد                           کالباس............................. نصف لیوان

هویج پخته....................نصف لیوان                            سس مایونز......................... یک لیوان                                             

تخم مرغ پخته......................2 عدد                            نمک و ادویه................. به میزان لازم                                         

نخود سبز پخته............. نصف لیوان                           آب لیمو ................4 قاشق غذا خوری                                            

سیب زمینی پخته..........نصف لیوان                             روغن زیتون ...........3 قاشق غذا خوری

 

طرز تهیه:

ماکارونی را با کمی نمک و زردچوبه پخته و آبکش می کنیم و کنار می گذاریم. هویج، سیب زمینی، تخم مرغ، نخود سبز را پس از پختن بصورت مربعهای ریز خرد می کنیم. خیار شور و فلفل دلمه ای را نیز بصورت مربعهای ریز خرد می کنیم. سپس در یک ظرف بزرگ سس مایونز و روغن زیتون و آب لیمو را مخلوط کرده و خوب به هم می زنیم، سپس سیب زمینی و سایر مواد را اضافه کرده و خوب به هم می زنیم. سپس آنرا در ظرف مورد نظر می ریزیم. ( البته می توان  مخلوط سس مایونز، آب لیمو و روغن زیتون را به صورت جدا و در کنار سایر مواد مخلوط شده در هنگام سرو غذا استفاده نمود.)

 

دو گرسنه هرگز سیر نشوند:

جوینده علم و جوینده مال. حضرت علی (ع)

 

 

 

 

 

 


           آذری ها تولدتان مبارک

زن متولد آذر

بسیار خوش بین و خوش باور است. اهل دروغ گفتن نیست و ایده هایش را مانند تیر از کمان رها شده ای به سوی این و آن ارسال می کند و از هیچ کس ترسی ندارد. از کسی فرمان نمی برد ولی اگر خواسته ی شما با نظرش همراه باشد نا امیدتان نمی کند. عاشق مردی شجاع، قوی و بی باک است. بسیار شاداب، سرزنده و صمیمی است و پشت نگاهش، شیطنت کودکانه ای نهفته است. ظاهری شاد و سر به هوا دارد. بحث و جدل او را به آتشی گدازان تبدیل می کند. همه چیز را در سطح بالایی می خواهد. پر انرژی و زیرک است و از مسافرت و دیدن عجایب و دیدنیها و فرهنگهای مختلف لذت می برد. اگر مجبور شود در خانه هم کار می کند اما چندان از آشپزخانه خوشش نمی آید. برای بچه ها دوست و همبازی خوبی است و مانند پرستاری با آنها سرگرم می شود. متولد آذر قلبی پاک دارد و برای هر کاری با قلبش می اندیشد تا با عقل خود.

مرد متولد آذر

بسیار خوش بین است و حتی نسبت به دشمنش فکر بد نمی کند. اگر دشمن او تملق گوی خوبی باشد می تواند اعتماد او را به خود جلب کند. و جالب اینکه از گذشته پند نمی گیرد. مثل یک بچه با کمی زبان بازی گول می خورد. زندگی مثل صحنه ی نبردی است که هر کسی را قوی ببیند برایش قابل احترام است. دشمنان او بسیار کم هستند و اگر هم باشد او آنها را نمی بیند. آدم صادق و خالصی است و هر چیز تازه ای نظرش را جلب می کند. آزادی عمل می خواهد و به همان اندازه به شما آزادی عمل می دهد. برای همزیستی مسالمت آمیز با او نظر و ایده هایش را زیر پا نگذارید. زیبایی برایش خیلی مهم است و به سر و وضع اطرافیانش اهمیت زیادی می دهد. اعتماد بیش از اندازه و سرعت عمل بالا او را به انسان خوش شانسی تبدیل کرده است.

 

آدرس وبلاگ کانون شهدای گز

WWW.KANOON SHGAZ.BLOGFA.COM

 

منتظر پیام های شما در وبلاگ هستیم

 

 

 

 

 

 

 


          

 

 

 

                               

+ نوشته شده توسط مدیریت کانون در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 4:49 بعد از ظهر |